تلخی بی پایان یک معضل

10 / 10
از 1 کاربر
« بازگشت به لیست اخبار | یکشنبه 21 بهمن 1397 در ساعت 13 : 0 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

یکشنبه 97.11.21

تلخی بی پایان یک معضل

فیلم «متری شیش و نیم» یکی از پرشمار ساخته ها در مزمت و تلخی اعتیاد است؛ داستانی که شاید آنچنان که باید، در بیانش شیوا نیست.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، دومین ساخته کارگردان فیلم «ابد و یک روز»، فیلم «متری شیش و نیم» است که توجهات زیای را به خود معطوف داشته است.
فیلم «سعید روستایی» که مجددا موضوع اعتیاد را نشان گرفته، در بیان روایت از همان تیم و بازیگران ابد و یک روز یعنی «پیمان معادی»، «نوید محمدزاده» و «پریناز ایزدیار» در مقام بازیگر، بهره جسته است؛ روایتی که در آن ردگیری خرده فروشان مواد مخدر در جستجویی دنبال دار، در نهایت پلیس را به خانه ی 30 میلیاردی نفر اصلی و اول داستان می رساند.
ارائه واقعیت هایی از زندگی ناخوشایند معتادان متجاهر، شیوه های تلخ و منزجر کننده پنهان و جابه جا کردن مواد مخدر، تلخی و دشواری های پلیس مبارزه با مواد مخدر و تنگناها و خلاهای قانون در مواجه با خلافکارانی که راه دور زدن آن را به تجربه آموخته اند از مهمترین و بهترین مباحثی است که از خلال فیلم، مورد توجه و بررسی قرار می گیرد.
از طرف دیگر سبک متفاوت روایت داستان که به نظر می رسد کارگردان در بیان آن دچار مشکلات اساسی شده است موجب می شود تا ببیننده متوقع از ابد و یک روز، با سرخوردگی از سالن سینما خارج شود.

**فیلم ها را باد نکنیم
«محرم براتی» منتقد فیلم، ضمن نکوهش جریانی که باعث بزرگ شدن اسم کارگردان و افزایش سطح توقع نسبت به فیلم او می شود به پژوهشگر ایرنا گفت: اگر بخواهیم فیلم متری شیش و نیم سعید روستایی را با سطح انتظاری که امروز از او در جشنواره ساخته اند بررسی کنیم، من فکر می کنم باید بگوییم سازندگان فیلم، تهیه کننده، روابط عمومی تا تیم تبلیغاتی، در این پروپاگاندا یا تبلیغاتی که دارد برای فیلم انجام می شود، دخیلند. این مساله باعث شده به دلیل فضایی که برای شما ایجاد شده است انتظار دشته باشید تا یک فیلم خوب با شاخص های سینمایی قوی ببینید. یعنی شما می خواهید بروید سعید روستاییِ ابد و یک روز را با فیلم جدیدش قضاوت بکنید.
وی افزود: من به عنوان یک بیننده و منتقد که مخاطب جدی تر سینما هستم و نقد می نویسم نظرم این است که فیلم آن سطح انتظار را برآورده نکرد. البته فیلم، فیلم خوبی است و داستان قوی ای دارد، اشتباه هم دارد ولی نقاط قوت هم زیاد دارد. بهتر است که الان که در جشنواره هستیم از نقاط قوتشان بگوییم. البته بازی ها آن گونه که باید در نیامده است. پلیس و کسی که دارد در حوزه مواد مخدر کار می کند یا قاچاقچی و کسی که آشپزخانه تولید شیشه دارد و در کل شخصت ها بی حال هستند.

**بی توقع فیلم ببینیم
این منتقد سینما در توضیح شخصیت های اصلی فیلم گفت: کارگردان تلاش کرده تا کمی شخصیت های کلیشه ای را از حالتی دستمالی شده، تغییر بدهد اما انگار دستش خالی بوده است. مثلا بازی پیمان معادی را ببینید. معادی از نظر من بازیگر فوق العاده ای است؛ بازیگری بین المللی است که یکی از سرمایه های سینمای ماست. اما در اینجا جایی برای بازی بهتر نداشت. ولی نوید محمدزاده بازی کنترل شده ای داشت.
نوید محمدزاده را اگر روی یک بردار تصور کنیم، سیر حرکتی را دارد که معمولا پایین تر نمی آید و در یک سطح مشخصی در حرکت است. از همه بیشتر تولید فیلم بود که تولید سنگین و قابل توجهی داشت و در مجموع به سینمای ایران سود می رساند. این فیلم جزو فیلم هایی است که تولیدش هزینه زیادی برده است.
وی ادامه داد: فیلم به طور کلی به نظرم خوب است و فیلمی هم هست که مخاطب با آن ارتباط برقرار می کند. اما من دیده ام که آن انتظاری که از آن صحبت شد، در مورد این فیلم برآورده نشد؛ حتی برای مخاطب عام. کسانی که ابد و یک روز را دیده اند، انتظار داشتند که این فیلم یک پله بالاتر باشد که به نظر من این گونه نبود.
به گفته براتی، فیلم اثر بدی نیست ولی یک قدم رو به جلو برای کارگردانش هم نیست. فکر می کنم این موجی که امروز در بالابردن سطح انتظارت از سوی آدم های مختلف حتی کسانی که نقد مثبت و منفی می نویسند ایجاد شده، کمکی به فیلم نمی کند و برعکس می تواند فیلم را به جایی برساند که آدم ها را دلسرد کند؛ چون وقتی شما با انتظار 100% بروید فیلمی که 50% است را ببینید ناامید می شوید، در صورتی که اگر با سطح انتظار 10% بروید و به 50% بخورید، شگفت زده می شوید.

** خوانشی ضد طبقات فرودست جامعه؟
«احسان آقابابایی» جامعه شناس سینما و استاد دانشگاه اصفهان در توضیح فیلم متری شیش و نیم بیان داشت: به نظرم این فیلم ریتم خیلی خوبی دارد و تا لحظه ای که ساقی اصلی را می گیریم، همگام با پلیس هایی هستیم که با سرعت دارند به جلو می روند.
وی افزود: ولی از زمانی که آن بازیگر معروف نقش منفی، وارد داستان می شود و من به آن کانونی سازی می گویم، داستان روی این شخصیت متمرکز می شود. یعنی کانونی شدن پس از شخصیت پلیس، روی این شخصیت مجرم می رود و آن ریتم روایی فیلم از آن گرفته می شود. یعنی فیلم اگر با پلیس ها شروع می شود باید با پلیس ها ادامه بدهد و با پلیس ها تمام کند ولی در اواخر دیگر با پلیس ها ادامه نمی دهد و به نظر من این مشکل فرمی را دارد.
این استاد دانشگاه ادامه می دهد: مساله بعدی این است که پلیس به خوبی می داند که همه ساقی ها به جایی وصل هستند و پله پله می رود تا می رسد به نفر اصلی. بعد ما در نفر اصلی می رسیم به کسی که خودش به طبقه پایین تعلق دارد. یعنی فیلم از نظر طبقاتی خوانشی بورژوایی دارد؛ به این معنا که ضد طبقات پایین جامعه است. یعنی مصرف کنندگان مواد در طبقات پایین جامعه هستند و در خراب آباد زندگی می کنند، بدن هایشان همه واپاشیده شده و آنها را نابوده کرده است. آنهایی که در طبقات متوسط هستند بدن هایی فربه ای دارند، در هر حال اعتیاد بدن را از حالت نرمال خارج می سازد و تجلی آن در طبقه ی پایین است. زمانی که ما به راس این داستان که فرد متمولی است می رسیم، می بینیم که طبقه بالایی هم از طبقه ی پایین است. این فردی که در یک پنت هاوس آن چنانی زندگی می کند، خودش از پایین شهر آمد است.

**کلیشه دست های پشت پرده
مولف کتاب «جامعه شناسی فیلم» اظهار داشت: ما در سینمای گانگستری که اعتیاد را پیگیری می کند به دست های پنهانی می رسیم که عمدتا در جاهایی هستند که فیلمساز به آنها دسترسی ندارد. در دهه ی 60 ما به سراغ شخصیت های طاغوتی می رویم که اعتیاد را در جامعه ایران ترویج می دهند یا عناصر خودفروخته ای که قاچاق می کنند، یا به دست های پنهانی می رسیم که هرگز آنها را نمی بینیم چون انگار از جایی بالاتر نمی شود رفت. اما در اینجا فیلم می آید و تکلیف را مشخص می کند و می گوید که این ها هستند و بوده اند. در سکانس آخر می بینیم به رغم کشته شدن سردسته، معتادان در جامعه باقی هستند و این تلویحا اشاره به این نکته دارد که بله کسان دیگری هم هستند که اعتیاد دارند.
آقابابایی افزود: از طرف دیگر فیلم سکانس هایی زیادی و اضافه دارد و طولانی است اما از نظر جامعه شناختی باید متذکر شوم که اعتیاد به عنوان موضوع محوری فیلم، یکی از مهمترین آسیب های حال حاضر جامعه ایران است؛ یعنی آمارهای رسمی حدود دومیلیون معتاد و آمارهای غیررسمی عدد بزرگتری را نشان می دهند. فیلم با نگاهی واقع بینانه دست روی این مساله و مشکلاتی که پلیس ها با این معتادان دارند گذاشته است و بیشتر از جانب عملکرد نیروی انتظامی، این ها را نشان می دهد. همچنین دغدغه ها، پشت صحنه ها و زحمت های نیروهای پلیس ها را به تصویر می کشد. در عین حال نوعی خشونت ورزی از جانب آنها را نشان می دهد که بعد از انقلاب بی سابقه بوده است. چون عموما پلیس هایی که ما بعد از انقلاب دیده ایم انسان هایی اخلاق مدار، راستگو و پاکدمن هستند که اصلا مجرم را نمی زنند و ما چنین چیزی نداریم. اما این فیلم ظاهرا خطوط قرمز را رد کرده است و تصویر ویژه تری از پلیس ها نشان می دهد. من فکر می کنم سانسور فیلم یا توقیف مانع از نمایش نسخه جشنواره ای آن می شود.
این جامعه شناس متخصص حوزه سینما در انتها گفت: مصرف کننده این گونه فیلم ها طبقه ی متوسط رو به بالا هستند و این ها آن دنیای به تصویر کشیده شده در چنین فیلم هایی را نمی شناسند و بیشتر از لنز دوربین ها آنها را می بینند. این طبقات متوسط رو به بالا، با نوعی پیش فرض می روند و زندگی این افراد طبقات پایین و معتادان را می بینند ولی نمی دانند که چه مکانیسم ها و رنج هایی در جریان است. فکر می کنم از این منظر خوب است که مردم فیلم های تند رادیکالی ببینند و در مورد مواد مخدر کمی محتاط تر عمل کنند.

منبع:ایرنا

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :