پیشنهادات بهبودی

10 / 10
از 1 کاربر

پیشنهادات بهبودی

در این بخش خلاصه ای از پیشنهاداتی که  به ما کمک می کند تا بتوانیم در مسیر بهبودی، سبک زندگی جدید و آزاد خود را حفظ کنیم بیان می شود.

١. اولویت بهبودی

۲. فقط برای امروز

۳. سخت نگير

۴. گرسنگی، عصبانیت، انزوا، خستگی

۵. ساده بگیر

۶. این نیز می گذرد

۷. رها کن و به خدا بسپار

۸. زندگی كن و بگذار زندگی کنند

۹. پیام رسانی

1.الویت های بهبودی

باید دانست که هیچ چیز در زندگی ما به اندازه بهبودی اهمیت و ارزش ندارد و مسئله مهم برای ما بهبودی از بیماری اعتیاد است. ممکن است افکار و تصورات ما به ما بگویند که مهمترین مساله در زندگی ما شغل، خانواده یا بسیاری از مسائل دیگر هستند اما توجه داشته باشید: اگر در برنامه بهبودی خود با شکست روبرو شوید و بهبودی خود را از دست بدهید نه تنها نخواهید توانست شغل و خانواده خود را حفظ کنید، بلکه ممکن است سلامت عقل و حتی زندگی خود را نیزاز دست بدهید. ما معتادانی که از بیماری مزمن و خطرناک اعتیاد رنج می بريم باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که اولین اولویت ما بهبودی و به دست آوردن سلامتی است. با عمل کردن به اصل ” اولویت بهبودی ” متوجه خواهیم شد که مهمترین کاری که باید انجام دهیم پرهيز از مواد مخدر است. هیچ چیزی به اندازه دست کشیدن از مواد مخدر و دنبال كردن روند بهبودی مهم نیست چون در غیر اینصورت سلامت عقل خود و بی تردید و بطور حتم هر آنچه که داریم را از دست خواهیم داد.بهبودی در راس است، اصلی است که هر عقل سالمی آن را به انسان حکم می کند. ما از یک بیماری كشنده رنج می بریم پس باید توجه خود را بیش از هر چیز بر روی بهبودی خود متمرکز کنیم. اما بیماری اعتیاد در اصل ریشه در ذهن و روان ما دارد و افكار ما دائم در تلاش است تا بار دیگر ما را در دام مصرف مواد مخدر گرفتار کند. افكار ما به ویژه در روزهای اول بهبودی به ما خواهد گفت که معتاد نیستیم یا اینکه همين اندازه بهبودی کافی است و اکنون نوبت آن رسیده است که در زندگی خود مسائل دیگری را در اولویت قرار دهیم. بسیاری از ما به علت همین توهم بار دیگر به سراغ مواد مخدر می رویم. پس از گذشت چند ماه از آغاز بهبودی به ناگهان با خود فکر می کنیم که بهبود یافته ایم و اکنون اولویت اول ما این است که کار یا همسری ایده آل پیدا کرده یا اینکه فلان مدرک را دریافت کنیم. مانند اين است كه کسی که تازه راه رفتن را آموخته است، تصمیم به شرکت در مسابقه دو ماراتون بگیرد! برای عمل کردن به اصل ” اولویت بهبودی ” باید همواره به یاد داشته باشید که عواقب و پی آمدهای اعتیاد تا پایان عمر همراه ما خواهد بود و ما ناگزیر هستیم تا بهبودی خود را هميشه بر هر چیز دیگری اولویت دهیم.

 

1. دو یا سه نمونه از مواردی که نشان می دهد شما بهبودی خود را در اولویت اول قرار داده اید یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که باعث شده بهبودی خود را در اولویت اول قرار ندهيد را یاداشت کرده و توضیح دهید که چه عواقب و نتیجه ای در پی داشته است.

2.فقط برای امروز

موثرترین پیشنهاد "فقط برای امروز" است که با عمل به آن قادر خواهیم بود از لغزش پیشگیری کنیم.بسیاری از افراد به این دلیل لغزش می کنند که به فکر زندگی تا آخر عمر بدون مصرف مواد هستند. در حقيقت ما نگران اين هستيم كه چطور بدون عصای زير بغل راه برويم! ولی به مراتب ساده تر است که بتوانيم برای يك ساعت يا يك دقيقه افكارمان را برروی چيزهايی که می توانند ما را پاك نگه دارند متمركز كنيم و نگران فردایمان نباشیم. اين حقيقتی است كه با استفاده از آن هريك از ما معتادان در حال بهبودی توانسته ایم به صورت روزمره بهبودی خود را حفظ کرده و خود را پاک نگاه داریم. عمل کردن به این شعار به ما کمک می کند تا همه توجه و حواس خود را بر روی بهبودی از اعتیاد متمرکز کنیم. بسیاری از ما مصرف مواد مخدر را از سرگرفته ایم چون زندگی بدون مواد مخدر برایمان غير قابل تصور است و همواره از آن نگرانیم که شاید نتوانیم بدون آن در آینده زندگی کنیم. اما چنانچه به اصل ” فقط برای امروز” عمل کنیم در آنصورت توجه خود را بر روی آنچه که هم اکنون می توانیم برای پاک ماندن انجام دهیم متمرکز می کنیم. واقعیت این است که زمان حال تنها چیزی است که ما در اختیار داریم. برای ما معتادان در حال بهبودی فکر کردن به مشکلات آینده کار بیهودی و خطرناکی است چراکه هیچ کاری درباره دیروز یا فردا از دست ما ساخته نیست. عمل کردن به شعار فقط برای امروز به کسانی که سالهاست در حال بهبودی هستند یادآوری می کند که مدت زمان بهبودی در مورد بیماری اعتیاد هیچ اهمیتی ندارد، چون بهبودی به صورت روزانه بوده و هر یک از ما فقط برای امروز در بهبودی به سر می بریم. حتی پس از سالها زندگی در حال بهودی، بازهم باید بر اساس اصل فقط برای امروز عمل کنیم چون این به ما یادآوری می کند که بهبودی باید در اولویت زندگی ما قرار بگیرد. مغرور شدن به دلیل مدت زمان بهبودی از جمله حیله هایی است که افکار معتاد گونه ما از آن استفاده می کند تا ما را به سمت مصرف مجدد مواد مخدر بکشاند. اصل زندگی کردن در زمان حال ما را قادر می سازد تا زندگی خود را سر و سامان دهیم و بهبودی خود را نیز به طور روزمره حفظ کنیم. وقتی در زمان حال زندگی کنیم دیگر در باتلاق غم و اندوه گذشته یا سرزنش کردن خود بابت آنچه در گذشته اتفاق افتاده است گرفتار نخواهیم شد و در ضمن از اینکه فردا چه بر سر ما خواهد آمد نیز نگران نخواهیم بود. واقعیت این است که درباره دیروز و فردا از دست هیچکس کاری ساخته نیست، چون تنها چیزی که ما در اختیار داریم و مسئول آن هستیم فقط همین امروز است.

 

۱. یک یا دو نمونه از مواردی که توانسته اید اصل ” فقط برای امروز ” را در دیدگاه، رفتار و کردار روزمره خود به اجرا در آورید یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که به این اصل عمل نکرده اید و نتایجی که خودداری از عمل نکردن به این اصل در پی داشته است را یادداشت کنید.

 

3.سخت نگیر

خودداری کردن از مصرف مواد مخدر تنها محدوده بهبودی از اعتیاد نیست،تغییر در افکار معتادگونه و تلاش در داشتن روش زندگی  خو نیز جزو این بهبودی می باشد.چنین امری یک روزه انجام نمی شود و نیازمند صبر و زمان است. گرچه کارکرد برنامه ما ماهیت یک روز به یک روز دارد اما حرکت در مسیر بهبودی سفری طولانی است و در این سفر نباید به فکر ایده آل باشیم یا خود را به خاطر اشتباهاتی که در این مسیر مرتکب شده ایم سرزنش کنیم. ما معتادان، از وسواس فكری رنج می بريم و تمایل به افراط کاری داریم و می خواهیم هر کاری به بهترین شکل ممکن و ايده آل انجام شود. ما افرادی زیاده طلب هستیم می خواهیم کارها همین الان و همانگونه که ما می خواهیم انجام شوند. ما می خواهیم بیش از حد کار کنیم، بیش از اندازه در انجام کارها پافشاری کنیم، بیش از حد مطالعه و تحصیل کنیم و بیش از حد برنامه ریزی کنیم. سرعت و آهنگ کارهایمان غیر عادی و شتابزده است و با سرعت و کار افراد غیر معتاد تفاوت دارد. در نتیجه این شتابزدگی و بی قراری در انجام کارها و عجله کردن در رسیدن به اهداف، سبب می شود که ما با شکست روبرو شویم. برای پی بردن به این واقعیت بهتر است کارهای افراطی خود برای به دست آوردن مواد مخدر و رویدادهای فاجعه آمیزی که برای کسب لذت و سرخوشی هرچه بیشتر تحمل کرده اید را به یاد آورید. وقتی اصل آسان گرفتن را به عمل در می آوريم برداشتی واقعی درباره انتظارات خود از بهبودی به دست می آوریم و متوجه می شویم که برای تداوم بخشیدن به بهبودی خود چه کارهایی باید انجام دهیم. با بهره گیری از این شعار از بلند پروازی، زیاده خواهی، اضطراب، شتابزدگی و بی قراری که همگی نشانه های بيماری اعتیاد است دست خواهیم برداشت. اصل آسان گرفتن یعنی اینکه ما در حال بهبودی از بیماری اعتیاد هستیم، وضعیتی که ایجاب می کند بی وقفه مراقب خود باشیم. سخت نگیریم ولی جدی باشیم. اصل آسان گرفتن پيشنهادی برای همه افراد در حال بهبودی و بخصوص تازه واردينی است كه در روزهای نخست از درد فيزيكی در عذاب هستند و نمی دانند که بدون مواد مخدر چگونه خواهند توانست به زندگی ادامه دهند. این شعار به ما یادآور می شود که شرایط خود را درک کنیم و از خود انتظارات بیش از حد نداشته باشیم. این شعار به ما یاد می دهد که تنها کاری که امروز باید انجام دهیم این است که از مواد مخدر دوری و از هر آنچه که بهبودی ما را به خطر می اندازد پرهیز کنیم. ما می پذیریم که در برابر بهبودی خود مسئول هستیم و کارهای دیگر را می توانیم به آینده موکول کنیم.

در اینجا چند پیشنهاد و راهنمايی برای کمک به شما در اجرای اصل ” سخت نگیر ” ارائه شده است:

الف- بهبودی خود را با دیگران مقایسه نکنید:تلاش خود را بر این نگذارید که بیشترین نتیجه را در کمترین زمان بدست آورید.سعی کنید  دیدگاهی منطقی درباره بهبودی از بیماری اعتیاد داشته باشید. بهبودی یک مسابقه نیست که برنده و بازنده داشته باشد و شما بخواهید از دیگران جلو بزنید. شما آنچه را که برای پاک باقی ماندن لازم است انجام دهید و به هیچ وجه به این اینکه دیگران چه می کنند و در چه وضعیتی قرار دارند توجه نکنید. تا آنجا که در توان دارید برای بهبودی خود تلاش کنید و خود را موفق بدانيد. روند بهبودی در افراد متفاوت است، بنابراین خود را با دیگران مقایسه نکنید.

ب- سلطه جو و مدعی نباشید:ما افراد مبتلا به اعتیاد افرادی زودرنج،حساس،سرکش و به هرچیزی مظنون هستیم. ما همواره مدعی هستیم که حق با ماست و می خواهیم کارها همانگونه که ما می خواهیم انجام شود و به همین علت همیشه باعث دلخوری اطرافیان خود می شویم. وقتی با چنین افکار و روحیه ای وارد جلسات می شویم دوست داریم به دیگران بگوییم که برنامه خود را آنگونه که ما می خواهیم اجرا کنند. با این کار خود باعث می شویم تا در جلسات اختلاف پیش بیاید چون ما می خواهیم کارها آنگونه که ما می خواهیم انجام شوند. علت این طرز فکر، ناسازگاری و مغرور بودن ریشه در بیماری اعتیاد قرار دارد. اين رفتارها هم دیگران را آزار می دهند و هم باعث آزردگی خود می شوند.

پ- از افراط کاری خودداری کنید:ما افراد معتاد با مشکل در کنترل احساسات خود روبرو هستیم و هیجانات و ترس باعث منحرف شدنمان از مسیر درست می شود. این احتمال وجود دارد که ما به ناگهان برای انجام کار تازه ای هیجان زده شویم و بدون در نظر گرفتن اولویت اول كه بهبودی است، دست به کاری بزنیم که از عهده ما خارج است و در نتیجه احساس درماندگی و سرخوردگی در ما بوجود آید و بار دیگر به سراغ مواد مخدر برویم.

ت- زندگی خود را به نيروی برترتان واگذار کنید: از خدايی كه به آن باور داریم می خواهيم تا ما را در حل مشكلاتمان ياری دهد.

۱. دو یا سه نمونه از چگونگی عمل کردن به شعار سخت نگیر در رفتار، و کارهای روزانه خود را یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که به این اصل عمل نکرده اید و نتایجی که خودداری از عمل نکردن به این اصل در پی داشته است را یادداشت کنید.

4.گرسنگی،عصبانیت،انزوا،خستگی

از جمله عواملی که سوق دهنده ما به سمت مصرف دوباره مواد مخدر هستند می توان به گرسنگی،عصبانیت،انزوا و خستگی اشاره کرد. در این مواقع ما درست فکر نمی کنیم در نتیجه آسیب پذیر شده و نمی توانیم از خود دفاع کنیم. بخشی از برنامه بهبودی ما یاد گرفتن این نکته است که به این گونه علامت ها توجه نشان دهیم و برای برآوردن نیاز های خود از راه های صحیح و حل این مشکلات تلاش کنیم. زمانی که به مصرف مواد مخدر سرگرم بودیم هیچ نیاز دیگری جز یافتن و مصرف کردن مواد مخدر نداشتیم و تنها چیزی که برای ما اهمیت داشتن همین کار بود. مواد مخدر بسیاری از احساسات ما را از میان برده بود و تنها احساسی که برای ما باقی مانده بود لذت نائشگی و سرخوشی بود و حتی این احساس نیز با مصرف فزاینده مواد مخدر به تدریج از میان می رفت. اما اکنون که ما در حال بهبودی به سر می بریم و به تدریج اموراتمان به حالت عادی برگشته و احساسات خود طبيعی خود را پیدا می کنیم باید به نیازهای انسانی خود توجه نشان دهیم. توجه نشان دادن به نیاز های انسانی بخشی از اصل مراقبت و احساس مسئولیت در قبال خود است. به بیان دیگر، هر زمان که احساس گرسنگی کردیم باید غذا بخوریم، عصبانيت خود را با صحبت کردن با راهنمای خود کنترل کنیم، انزوا و تنهایی خود را با رفتن به یک جلسه یا دیدن یک دوست در حال بهبودی برطرف کنیم و هر زمان که احساس خستگی کردیم بخوابیم یا استراحت کنیم. با انجام این کارها نه تنها به گونه صحیح با زندگی کنار خواهیم آمد بلکه می توانیم بازگشت خود به مسائل طبيعی انسانی را جشن بگیریم.

1. دو یا سه نمونه از چگونگی عمل کردن به شعار ” گرسنگی، عصبانیت، انزوا، خستگی ” و برآوردن نیازهای خود در بهبودی را یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که به این شعار عمل نکرده اید و پی آمدهای عمل نکردن به این شعار را یادداشت کنید.

۵- ساده بگیر

ما به پیچیده کردن کارها عادت کرده ایم.ما به بزرگ نمائی مسائل خرد و پیش پا افتاده می پردازیم و بعد ذهن خود را به به آن مشغول می کنیم یا به انجام کارهای متعدد در یک زمان دست می زنیم و از اینکه توانایی متمرکز کردن حواس بر روی مسئله را نداریم،گله می کنیم. با زیاده روی و افراط در کارها می خواهیم همه چیز از جمله کسانی که در اطراف ما قرار دارند هیچ عیب و نقصی نداشته باشند. اما وقتی کارها آنگونه که ما انتظار داریم پیش نمی روند مشکلات را بهانه قرار داده و دوباره به سراغ مواد مخدر می رویم. اصل “ساده بگیر” به ما یاد می دهد که توان و انرژی خود را روی بهبودی  متمرکز کنیم. اگر چنین حالتی برایتان پیش آمد حتما با راهنمایتان مشارکت کنید. ما می توانیم با عمل کردن به اصل ” ساده بگیر ” از مغلوب شدن در برابر مسائل و مشکلات زندگی و از تلنبار شدن مشکلات بر روی دوش خود پیشگیری کنیم. برای مثال، می توانیم از انتظارات بی مورد درباره بهبودی ناگهانی و یکباره جسم و ذهنمان و برطرف شدن یک روزه آسیبی که از گذشته در وجود ما به یادگار مانده است، خودداری کنیم. به جای داشتن انتظارات بیش از حد از خود می توانیم توجهمان را به این نکته معطوف کنیم که به چیزی دست یافته ایم که ما را از مصرف مواد مخدر پاک نگه می دارد. انتخاب اهداف جاه طلبانه و بلند پروازانه از قبیل به دست آوردن شغلی بی نظیر، همسری کامل یا شادمانی بی وقفه و بیست و چهار ساعته چیزی جز پیچیدن نسخه ناامیدی و ناکامی نیست. به جای توقعات بیش از حد از خود، زندگی را آسان گرفته و به محدودیت های خود به عنوان یک انسان اعتراف خواهیم کرد و از زندگی که با بهبود یافتن ما از بیماری اعتیاد همراه است لذت خواهیم برد. سخت نگرفتن، رمز موفقیت در به دست آوردن بهبودی است چون به ما یادآور می شود که کیستیم، در چه موقعیتی به سر می بریم و در این لحظه از زندگی خود چه کاری از دست ما ساخته است و از انجام چه کاری ناتوانیم. این موضوع تمرین می خواهد.

۱. دو یا سه نمونه از چگونگی ساده گرفتن زندگی در حال بهبودی را یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواقعی که روال بهبودی خود را سخت گرفته ايد و پی آمدهای اين سختگيری ها را در بهبودی یادداشت کنید.

6.این نیز می گذرد

اصلی که عمل کردن به آن، به ما در مهار افکار اعتیادی کمک می کند و همچنین باعث می شود که تا حدی واقعیت و تعادل را به زندگی خود بیاوریم،اصل "این نیز می گذرد" است. بیشتر احساسات ما به ویژه در روزهای اول بهبودی حالت موقت و گذرا دارند، هر چند ممکن است در مواقعی این گونه به نظر نرسد. ممکن است شما از عوارض كرختی و خماری جسمی و روحی رنج ببرید. درد و عذابی که می کشید ممکن است آنچنان شدید باشد که تصور کنید هرگز از دست آن خلاصی نخواهد یافت و افکار شما تلاش خواهند کرد تا به شما چنین تلقین کنند که فقط مواد مخدر است که به دردهای شما التیام خواهد بخشید. با آنکه ممکن است در مواقعی برایتان بسیار سخت باشد، اما اگر به خود یادآور شوید که “این نیز می گذرد ” در آن صورت اضطراب و هراس شما کاهش پیدا کرده و خواهید توانست احساسات به شدت آزار دهنده را تحمل کنید. در چنین مواقعی ممکن است شما بیش از اندازه نسبت به خود مهربان و دلسوز باشید. باید به خود یادآور شوید که برای رهایی از چنگ اعتیاد است که چنین حالت هایی را تحمل می کنید. در برخی از مواقع وسوسه فكری و ویار و تمایل شدید به مصرف مواد مخدر ممکن است به شما غلبه کند و چنین تصور کنید که چاره ای جز مصرف مواد مخدر ندارید. به خود خواهید گفت که من هرگز از چنگ مواد مخدر خلاص نخواهم شد. اما به خاطر داشته باشید که شما امروز راه حل مشکل خود را پیدا کرده اید چون شما در جلسات در میان انبوهی از کسانی قرار دارید که همین درد و رنج را تجربه کرده و اکنون پاک هستند. کافی است که به خود بگویید ” این نیز می گذرد “. اگر در جلسات شرکت کنید یا با راهنمای خود صحبت کنید این احتمال وجود دارد که وسوسه فکری و ویار شما برطرف شود. در برخی از مواقع ممکن است با بمباران مشکلات زندگی روبرو شوید: مشکلات مالی و اقتصادی، فوت یکی از اعضای خانواده یا طلاق و درگیری با همسر و مشکلاتی از این قبیل که ممکن است برای ما تحمل ناپذیر باشند. ممکن است با خود بگویید که من از عهده این همه مشکل بر نخواهم آمد و بخواهید برای فرار از این مشکلات به روشهای قدیمی و متداول خود یعنی مصرف مواد مخدر متوسل شوید. اما واقعیت این است که اکنون که شما از تاثیرات شیمیایی مواد مخدر پاک شده اید، هم احساسات خوب به سراغ شما خواهند آمد و هم احساسات بد و آزار دهنده. ممکن است شما داشتن احساس را فراموش کرده باشید یا نتوانید احساسات خود را تجزیه و تحلیل کنید. این احتمال نیز وجود دارد که با خود چنین تصور کنید که حالا که من در حال بهبودی هستم دیگر زندگی نباید فراز و نشیب و بالا و پایین داشته باشد. اما زندگی افت و خیز های خاص خود را دارد و پستی و بلندی های زندگی در روزهای اول بهبودی ما حتی بیشتر از مواقع دیگر است چون ما سرانجام با پی آمدهای زندگی دوران اعتياد خود روبرو شده ایم. در چنین مواقعی یاد آوری این شعار ساده یعنی ” این نیز می گذرد ” چشم اندازی وسیع در برابر دیدگان شما خواهد گشود. مهمترین مساله این است که شما با روبرو شدن با مشکلات زندگی به مصرف مواد مخدر روی نیاورده اید و همین بزرگترین دستاورد و معجزه به حساب می آید. و سرانجام اینکه با صداقت کامل از خود بپرسید که آیا مشکلات شما در بهبودی در مقایسه با مشکلاتی که در دوران اعتیاد داشته اید به یک اندازه جدی هستند؟ و یا اینکه اگر برای مقابله با این مشکلات به مصرف مواد مخدر روی بیاورید آیا این مشکلات از آنچه که هستند بدتر نخواهند شد؟

1. دو یا سه نمونه از مواردی که هنگام مواجهه با مشکلات به شعار “این نیز می گذرد ” عمل کرده اید را یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که به این اصل عمل نکرده اید و عواقب عمل نکردن به این اصل را یادداشت کنید.

7.رها کن و به خدا بسپار

کمکی که این اصل در زندگی روزمره به شما خواهد کرد اینست که از بار مشکلاتی که در راه بهبودی و همچنین در مسیر زندگی به دوش دارید،اندکی کم شود. با پی بردن به این واقعیت که شما نمی توانید برای همه مشکلات و مسائل زندگی راه حلی پیدا کنید و اینکه در برخی از مواقع لازم است که از خود فروتنی نشان دهید و بپذیرید که در برابر انبوه مشکلات ناتوان هستید و کاری از دستان برنمی آید متوجه خواهید شد که اگر قرار باشد برای همه مشکلات پاسخی وجود داشته باشد آن پاسخ از جانب خداوندی است که شما به وجود آن باور دارید. برخی از ما در بهبودی خود برداشت درستی از اصل ” رها کن و به خدا بسپار ” نداریم . این اصل به این معنی نیست که دست روی دست بگذاریم و در گوشه ای بنشینیم و منتظر بمانیم تا خداوند همه مشکلات و نگرانی های ما را برطرف کند. بلکه باید هر کاری که از دستمان برمی آید برای حل مشکلات خود انجام دهیم. ما اقدامات لازم را انجام می دهیم و  سپس از خداوند خواهیم خواست تا هر زمان که مناسب می داند نتیجه کارمان را به ما نشان دهد. با این کار خاطرمان آسوده خواهد بود که هر آنچه که لازم بوده و در توان داشته ایم انجام داده ایم. در چنین حالتی است که از اضطراب و نگرانی های بیهوده و آزار دهنده و ترس از آینده خلاص خواهیم شد و به خداوند توکل می کنیم تا برای زندگی ما برنامه ریزی کند. ما فقط حرکت کرده و تلاش خود را انجام می دهیم و بقیه کارها ونتیجه آنها را به خداوند می سپاریم.

1. دو یا سه نمونه از مواردی که هنگام مواجهه با مشکلات به شعار ” رها کن و به خدا بسپار ” عمل کرده اید را یادداشت کنید. ۲. دو یا سه نمونه از مواردی که به این اصل عمل نکرده اید و عواقب عمل نکردن به این اصل را یادداشت کنید.

8.زندگی کن و بگذار زندگی کنند

شعار “زندگی كن و بگذار زندگی كنند” اصلی است كه كليد آزادی ما و عدالت برای همگان محسوب می شود. اين اصل به ما ياد آور می شود كه ما خدا نيستيم و نمی دانيم كه بهترين کار برای هر كسی چيست. اين ديدگاهی است كه ما در دوره ای كه مواد مخدر مصرف می كرديم از آن محروم بوديم و نداشتن همين ديدگاه بود كه همواره ما را به سوی اختلاف و درگيری با ديگران سوق می داد. اما زمانی كه وارد برنامه بهبودی می شويم و به تدريج خود را آنگونه كه هستيم می پذيريم، همان احترام و ارزشی را كه برای خود قائليم برای ديگران نيز با وجود كاستی هایی كه دارند و خطاهایی كه مرتكب می شوند قائل می شويم. برای مثال، ما می پذيريم كه ديگر افرادی كه در جلسات شركت می كنند حق دارند راهی كه برای بهبودی خود مناسب می دانند در پيش بگيرند و اينكه هر يك از ما مسئول اشتباهات و كارهای خود هستيم و سر انجام اينكه ما در جایگاهی نیستیم  كه برای بهبودی و زندگی ديگران تعيين تكليف كنيم. وقتی ما زندگی می كنيم و به ديگران نيز اجازه زندگی می دهيم در واقع رفتاری انسانی و فروتنانه در پيش گرفته ايم؛ چون از ديگران انتقاد نمی كنيم، درباره كسی قضاوت نمی كنيم و هيچ كس را محكوم نمی كنيم. با آگاهی كامل از كاستی ها و اشتباهات خود، به هيچ وجه در جهت كنترل كردن ديگران و وادار ساختن آنها برای همسوئی با شيوه زندگی و افكار خودمان تلاش نمی كنيم. نه خود را درگير مشكلات و گرفتاری های ديگران می كنيم و نه برای برطرف ساختن مشكلات آنها پيش قدم می شويم، چراکه ممكن است كه آنها از رهنمودها و نصيحت های ما آزرده خاطر شده و حاضر به شيندن آن نباشند. ما به شيوه زندگی ديگران احترام می گذاريم و برای شيوه ای كه در بهبودی پيش گرفته اند ارزش و احترام قائل می شويم. اگر در برخورد با ديگران از خود مدارا نشان دهيم در آنصورت فرصت خواهيم داشت تا توجه خود را به بهبودی و ساختن زندگی بهتر برای خود صرف كنيم. عمل كردن به اين اصل به ما كمك می كند تا به بسياری از مناقشات و درگيری هایی كه با آنها روبرو هستيم پايان دهيم و از بروز درگيری های تازه پيشگيری كنيم چون سرمان به كارخودمان گرم است و به ديگران نيز اجازه می دهيم تا آنگونه كه می خواهند زندگی کنند. این یک عمل و عکس العمل است که نتایج آن را در زندگی حس خواهیم کرد. عمل کردن به اصل “زندگی کن و بگذار زندگی کنند” در روز های اول بهبودی به ما کمک می کند تا توجه خود را بر روی بهبودی خودمان متمرکز کنيم. با عمل کردن به اين شعار راحت تر می توانيم بپذيريم که از نوعی بيماری رنج می بريم که در برابر آن کاری از دستمان بر نمی آيد و بر اساس آنچه که برای بهبودی خود لازم می دانيم زندگی می کنيم. با عمل کردن به این اصل، ياد می گيريم که به ديگران نيز که در جلسات انجمن های گمنام شرکت دارند اجازه دهیم آنگونه که می خواهند سفر خود به سوی بهبودی را پيش ببرند و در اين ميان ما نيز می توانيم از رهنمودها و تجربيات آنها استفاده کنيم. ما مسئول رفتار و مشکلات دیگران نیستیم ولی مسئول بهبودی و زندگی خود هستیم.

تعدادی از رهنمودهایی که می تواند در بهبودی و عمل کردن به اصل “زندگی کن و بگذار زندگی کنند” به شما کمک کند عبارتند از:

الف- از غيبت کردن و پشت سر ديگران حرف زدن خودداری کنيد. (رعایت گمنامی) ب- از انتقاد و قضاوت کردن درباره ديگران پرهیز کنید. (قضاوت نكردن) پ- از تلاش برای تغيير دادن ديگران خودداری کنيد.(کنترل نكردن) ت- خشم و نارضايتی خود را توجيه نكنيد. (صبور بودن)

1. دو يا سه نمونه از چگونگی اجرای اصل ” زندگی کن و بگذار زندگی کنند ” در برنامه بهبودی خود را يادداشت کنيد. ۲. دو يا سه نمونه از مواردی که اين اصل را در برنامه بهبودی خود اجرا نکرده ايد و پی آمد خودداری از اين کار را يادداشت کنيد.

9.پیام رسانی

این اصل ریشه در عشق و خدمت به سایر معتادان در عذاب است. وقتی پیام بهبودی را به دیگر معتادان در عذاب می رسانیم، و یا به نحوی به جلسات انجمنمان خدمت می کنیم، نه تنها به حفظ بهبودی خود ما  کمک می کند، بلکه قدردانی خود از انجمنمان که در روزهایی که ما از اعتیاد در عذاب بودیم، به طور رایگان از ما حمایت نموده را نیز نشان می دهیم. با پیام رسانی به معتادان در عذاب ياد می گيريم که برای خود ارزش قائل شويم ، احساس دوستی و رفاقت کنيم و احساس کنيم به جامعه ای تعلق داريم که برای ما اهميت قائل بوده و توجه نشان می دهد و این خود تمرینی برای زندگی جدیدمان است. نکته جالب اين که هر چه به ديگران بيشتر کمک کنيم کیفیت بهبودی ما عمیق تر و استوارتر می شود. با متمرکز کردن فعاليت خود در کمک کردن به ديگران از حالت احساس دلسوزی به حال خود خارج می شويم. با خدمت کردن، در زمان حال زندگی می کنيم و به گذشته و آينده زندگی فکر نمی كنيم. قدر زمانی را که در اختيار داريم می دانيم و از اين بابت سپاسگزاريم. احساس می کنيم در برخورد با مشکلات و مسائل از تعادل برخورداريم و روال بهبودی ما با استحکام و قاطعيت پيش می رود.

ممکن است فکر کنیم به عنوان فردی که تازه از اعتیاد پاک شده و مسیر بهبودی را طی می کند،کمک آنچنانی از دستمان برای کمک به دیگران بر نمی آید و این تصور اشتباه است. بسياری از ما که مدت هاست در حال بهبودی به سر می بريم از کمک ها و تجربيات تازه واردين استفاده فراوانی برده ايم چون آنها به ما يادآوری می كنند وقتی كه تازه وارد بوديم در چه وضعيتی قرار داشتيم و اينکه چقدر فاصله کمی با مصرف مجدد مواد مخدر داریم. در برخی از مواقع وقتی متوجه می شويم که تازه واردين چگونه با صداقت مسائل و مشکلات خود را با ما در ميان می گذارند به ياد مسائل و مشکلاتی می افتيم که خود از آنها رنج برده ايم. به همين علت از برنامه ای که به رايگان برای بهبودی ما تدارک ديده شده است تا امروز زندگی شاد و آرامی داشته باشيم قدردانی می کنيم. ما به عنوان تازه واردين می توانيم بهترين کمک را در اختيار کسانی قرار دهيم که در وضعيتی مشابه وضعيت ما قرار دارند. در بسياری از مواقع ممکن است چنين تصور کنيم کسانی که مدتی است در بهبودی بسر می برند، مصائب و مشکلات ما تازه واردين را درك نمی كنند. اما با درميان گذاشتن مشکلات و دو راهی هایی که در آنها گرفتار شده ايم و تجربياتی که با ديگر تازه واردين داشته ايم می توانيم بهترين کمک ممکن را در اختيار آنان قرار دهيم و در اين ميان خود نيز ازحمايت و پشتيبانی ديگران برخوردار شده و هويت پيدا کنيم.

. دو يا سه مثال از مواردی که به اصل ” پیام رسانی ” عمل کرده ايد را يادداشت کنيد. ۲. دو يا سه مثال از اينکه چرا و چگونه به این اصل عمل نکرده ايد و پی آمده های آن را يادداشت کنيد.

 

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :