علائم و عوارض اعتیادهای رفتاری

10 / 10
از 1 کاربر

علائم و عوارض اعتیادهای رفتاری

هر نوع اعتیاد رفتاری علائم و نشانه های خاص خود را دارند.ار اینجا به شرح مهم ترین و رایج ترین این نشانه ها و عوارض اعتیادهای رفتاری که مردم از آن رنج می برند می پردازیم.

۱- مشغولیت ذهنی

۲- تشدید تکرار مواد

۳- وسواس اعتیاد

۴- مشکلات روانی

۵- اصرار به ادامه مصرف

۶- زندگی نابسامان معتاد

1.مشغولیت های ذهنی

-زندگی فرد معتاد به اعتیاد از هر نوعی،تحت کنترل اعتیاد در می آید.اعتیاد به نخستین و مهم ترین الویت فرد،تبدیل شده و دیگر مسائل در درجه دوم قرار می گیرند.فرد مبتلا به اعتیاد رفتاری آنچنان اسیر دست اعتیاد می شود که به سلامت و آسایش خود و خانواده اش اهمتی نمی دهد بلافاصله بعد از انجام کار تکراری به آن اعتیاد پیدا می کند و تمام حواس و فکرش به سمت برنامه ریزی برای انجام دوباره آن کار می رود. برای مثال کسی به پرخوری اعتیاد پیدا کرده است، آن چنان ذهنش به خورد و خوراک و اینکه چه باید بخورد و چند کالری باید مصرف کند و کجا غذا بخورد،چه غذایی بخورد مشغول می شود که دیگر انرژی روحی و روانی برایش باقی نمی ماند که بداند با دیگر مسایل زندگی باید چگونه برخورد کند. این نشانه های اعتیادهای رفتاری را می توان به خوبی در رفتاری کسی که به قمار اعتیاد دارد به خوبی مشاهد کرد. فردی که به قمار اعتیاد پیدا کرده است همه ساعات بیداری خود را به این فکر می کند که چه زمانی می تواند دوباره قمار کند و همه وقت و انرژی خود را صرف برنامه ریزی برای قمار بعدی می کند و نقشه می کشد که این بار چه قماری را بازی کند و چه مبلغ شرط بندی کند و برای اینکه برنده شود، چه کارهایی باید انجام دهد. فردی که به قمار معتاد است همیشه به این فکر می کند که از چه کسی پول غرض کند و برای زن و فرزند و صاحب کار خود که از مشکلاتی که وی برای خود و دیگران ایجاد می کند آگاه هستند چه داستانی بسازد و آن ها را چگونه مجاب کند.این طرز فکر کردن و داستان سر هم کردن،تکرار و تکرار می شوند و تمام زندگی فرد توسط اعتیاد رفتاری اشغال می شود و این فرد برای دیگر کارهای مربوط به زندگی وقت و حوصله نخواهد داشت.زمانیکه که اعتیاد در زندگی فرد ریشه دواند،او هیچ فکر دیگری جز تکرار کاری که به آن اعتیاد پیدا کرده است ندارد و همه تلاش و وقت و انرژی وی صرف این راه می شود.

-فکر کردن به اعتیاد،فرد معتاد را لحظه ای رها نمی کند و علاوه بر این بیشتر وقت و انرژی خود را صرف انجام رفتار اعتیادی می کند و این به الویت اول زندگی او تبدیل می شود.با وجود آگاهی فرد از عواقب و مشکلات عذاب آور برایش،به علت ریشه دار بودن این نوع اعتیاد در وجودش،قادر نمی باشد که فکر اعتیاد را از سر خود بیرون کند و اعتیاد رفتاری را کنار بگذارد.برای مثال، فردی که به قمار اعتیاد دارد، با اینکه می داند به علت بدهی هایی که به بار آورده است ممکن است خانه اش را از دست بدهد اما بازهم از قمار دست بر نمی دارد یا فردی که اعتیاد جنسی دارد با اینکه می داند سلامتش به علت ابتلا به بیماری های آمیزشی به خطر افتاده است اما بازهم حاضر نیست از اعتیاد جنسی خود دست بردارد و همچنان وقت خود را به داشتن رابطه با زنان روسپی می گذراند.چون معتادان رفتاری به رفتار خاصی اعتیاد پیدا کرده اند یا بهتر است بگوییم به بیماری اعتیاد رفتاری مبتلا هستند،با این وجود که ممکن است از خطر اعتیاد برای خود و اطرافیانشان آگاه باشند،اما نمی توانند دست از آن رفتار ویرانگر بردارند.چون اعتیاد کاملا وجود و فکر و جسم آنها را فرا گرفته است،معتادان با تکیه بر اراده و خواست خود قادر نیستند از این بیماری روانی بهبودی یابند.

2.تشدید تکرار مواد

-همه افراد برای شاد و خوش بودن و احساس خوبی داشتن،می کوشند،اما بیشتر آنها پی برده اند که نمی توان به بطور دائم و همیشگی نمی توان از زندگی احساس لذت کرد و شاد و سرحال بود.ولی در معتادان اینگونه نیست زیرا آنها راهی یافته اند که هروقت دلشان خواست به این احساس خوب برسند و بو قول معروف نائشه و سرحال شوند.تحمل پایین در برابر اضطراب و تشویش،از خصوصیات و ویژگی های فرد معتاد است.این شخص با ضریب پایین تحمل در برابر مسایل و مشکلات،در بیشتر مواقع و در زمان روبرویی با مشکلات زندگی احساس ناامیدی و سرخوردگی می کند.فرد معتاد،زمانی که با انجام رفتاری که به  آن عادت،یا اعتیاد پیدا کرده احساس نائشگی و راحتی  می کند،ترغیب می شود تا آن رفتار را دوباره و دوباره تکرار کند.به همین صورت فاصله بین تکرار کارهای اعتیادی کمتر و کمتر می شود و این باعث می شود که فرد هر روز زمان بیشتری را برای رسیدن به این احساس خوشایند و حالت خوب صرف کند. براي مثال كسي كه به پرخوري اعتياد پيدا كرده آنقدر غذا مي خورد تا مغزش ادورفين از خود ترشح مي كند و او از اين حالت احساس لذت كند. فرد معتاد به پرخوري در هنگام خوردن غذا فقط از لحاظ جسمي احساس لذت نمي كند بلكه علائمي از احساس لذت نيز به مغز وي ارسال مي شود و از لحاظ رواني نيز احساس لذت و آرامش مي كند. به اين ترتيب است كه فرد معتاد به پرخوري كه زماني فقط در بعضي از مواقع به خوردن بيش از حد غذا مبادرت مي كرد ديگر نمي تواند جلوي اين عادت و اعتياد خود را بگيرد و ناچار مي شود تا براي اينكه احساس لذت كند، هر روز بيشتر از روز قبل پر خوري كند.

-الگو و رفتار معتادان به اعتیاد رفتاری شباهت زیادی به رفتار و کارهای فرد اعتیاد مصرفی دارد.همه آگاهند که بدن عادت به مصرف مواد مخدری همچون هروئین پیدا می کند.بدن فرد معتاد به مواد مخدر،به این مواد سازگار می شود  و مقاومتی در برابر آن از خود نشان نمی دهد،به این دلیل است که فرد معتاد مجبور به مصرف بیشتر در فاصله زمانی کمتر،برای احساس لذت و نائشگی می شود. به اين ترتيب است كه يك رفتار به يك عادت يا اعتياد تبديل مي شود. كسي كه به خريد كردن بيش از اندازه معتاد است با اينكه مي داند مبالغ هنگفتي بدهكار است اما بازهم به علت اعتياد رفتار دست از خريد بر نمي دارد و با خريد كردن بيشتر ميزان بدهي هاي خود را افزايش مي دهد. ذهن و فكر آن ها به خريد اعتياد پيدا كرده است و به همين علت است كه هر روز كالاهاي گرانتر و بيشتري خريداري مي كنند. كسي كه به قمار اعتياد پيدا كرده است از قمار بازي سير نمي شود و اعتياد رفتاري وي باعث مي شود تا هر روز در مقايسه با روز قبل مقدار بدهي هاي وي بيشتر شود.در اعتیادهای رفتاری مانند معتادان مصرفی انجام رفتاری که تبدیل به اعتیاد شده،باعث لذت و آرامش می شود.بدن آنها هم اگر کاری را که حالت اعتیاد پیدا کرده است انجام ندهد دچار تشویش و اضطراب می شود،مانند بدن معتادان مصرفی که بدن آنها به ماده مخدر عادت کرده است و میزان اعتیاد هر روز بیشتر می شود. جنون اعتياد در اين است كه فرد معتاد با وجود آگاهي از عواقب ويرانگر اعتياد چه اعتياد رفتاري و چه اعتياد مصرفي نمي تواند اعتياد خود را كنترل يا آن را قطع كند و به همين علت زندگي خود و اطرافيان خود را تباه مي كنند و به اعتياد رفتاري يا مصرفي خود ادامه مي دهند.

-با افزایش دفعات و تعداد رفتار اعتیادی در فرد معتاد به اعتیاد رفتاری،کنترلش کم کم روی رفتاری که انجام می دهد از دست میرود و به همین ترتیب دفعات تکرار کار اعتیادی افزایش می یابد و همچنین مدت زمان صرف شده برای آن بالا میرود. براي مثال قمار بازي كه در ابتدا فقط ده دقيقه از وقت خود را در قمار خانه صرف مي كرد به تدريج آنچنان گرفتار اعتياد رفتاري خود مي شود كه همه بعد از ظهر را در قمار خانه به قمار مشغول مي شود به اين اميد كه سر انجام بخت و اقبال به او كمك كنند تا بتواند پولي را كه باخته است ببرد. كسي كه به خريد بيش از اندازه اعتياد پيدا كرده است با اينكه تصميم دارد تا يك جفت كفش بخرد با رفتن به فروشگاه كنترل رفتار و اراده خود را از دست مي دهد و وقتي فروشگاه را ترك مي كند متوجه مي شود كه انواع چيزهايي را كه هيچ نيازي به آن ها نداشته و قصد خريد آن ها را نيز نداشته است خريداري كرده است.

3.وسواس

-وسواس سبب این می شود که فرد معتاد درکی از عواقب و عوارض اعتیاد خود نداشته باشد و چشم بروی مشکلات و بدبختی ها ببندد. فردي كه از اعتياد رنج مي برد به قدري حواسش روي اعتياد متمركز مي شود كه به هيچ ديگري در اطراف خود به جز انجام رفتار اعتيادي يا مصرف مواد فكر نمي كند. آن ها نه مي توانند دنيا را ببينند و نه بلاهايي را كه اعتياد بر سر خودشان و اطرافيانشان آورده است مي بينند. آن ها نمي توانند درك كنند كه اعتياد هر روز بيشتر از روز قبل به زندگي آن ها و جسم و روحشان آسيب مي رساند. خلاصه اينكه آن ها دچار وسواس فكري شده اند يعني همه فكر و خيال آن ها صرف فكر كردن به مصرف مواد يا انجام كاري است كه به آن عادت يا اعتياد پيدا كرده اند. يكي از مهم ترين نشانه ها و عوارض اعتياد، انكار است. فرد معتاد حاضر نيست بپذيرد كه به بيماري اعتياد مبتلا شده است و هر مصيبتي كه سرش مي آيد از همين اعتياد است. فردي كه اعتياد رفتاري يا مصرفي دارد به خوبي مي داند كه اين بيماري و جنون وي برايش عواقب و عوارض ويرانگري دارد اما بازهم نمی تواند از  اعتياد دست بردارد و به اعتياد رفتاري يا مصرفي ادامه مي دهد با اين توهم كه اين بار لذت يا نائشگي بيشتري به دست خواهد آورد. افرادي كه از اعتياد و وسواس فكري رنج مي برند قادر نيستند بين دنياي خيالي و واقعيت تفاوت قايل شوند. آن ها در اصل از عارضه انكار رنج مي برند و قبول ندارند كه مشكلات و بدبختي هاي آن ها از اعتياد سرچشمه مي گيرد و دچار اين توهم هستند كه اگر بخواهند مي توانند اعتياد مصرفي يا رفتاري خود را كنترل كنند اما تا زماني كه انكار را كنار نگذارند و اعتراف نكنند كه بيمار هستند نمي توانند از اعتياد دست بردارند.

-افراد مبتلا به اعتیاد رفتاری در ذهن خود دنیایی سازگار با اعتیادشان خلق می کنند. براي مثال فردي كه اضافه وزن دارد و بايد وزن خود را كاهش دهد به چاي اينكه غذاي كمتري بخورد تا لاغر شود به علت اعتياد رفتاري، پرخوري مي كند. فردي كه به اعتياد جنسي دارد فكر مي كند اگر براي ارضاي اعتياد جنسي خود به روسپي خانه برود يا زني را به چنگ آورد، همه كمبودهاي زندگيش برطرف خواهد شد. كسي كه به هم وابستگي اعتياد دارد هميشه به اين فكر مي كند كه وظيفه دارد مشكلات ديگران را حل كند و آن ها را از فلاكت و بدبختي نجات دهد. فرد معتاد به هم وابستگي به طور ناخواسته و غير ارادي، مشكلات رواني و عاطفي خود را به دست فراموشي مي سپارد و همه وقت و انرژي خود را براي برطرف ساختن مشكلات زندگي ديگران صرف مي كند تا از دست فشارهاي رواني كه خود از آن ها رنج مي برد فرار كند. فردي كه به هم وابستگي اعتياد دارد همانند معتادان مصرفي از كمك كردن به ديگران لذت مي برد و احساس آرامش مي كند و دچار اين توهم است كه هر وقت كه اراده كند مي تواند اعتياد رفتاري خود را ترك كند.

-فرد معتاد به علت نداشتن كنترل روي زندگي و راه درست برخورد با مسايل و مشكلات، عذاب مي كشد و تصور مي كند كه اعتياد رفتاري يا مصرفي مي تواند به وي براي مقابله با مشكلات و زندگي هولناكي كه دارد كمك كند، هر چند كه مي داند احساس آرامش و لذت ناشي از اعتياد بسيار كوتاه بوده و توهمي بيش نيست.

4.مشکلات روانی

-معمولا اعتماد به نفس افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری ضعیف است و دچار تشویش و اضطراب هستند. این گونه معتادان به عنوان یک گروه، برای اینکه بتوانند محیط اطراف و زندگی خود را کنترل کنند، دارای نیاز خاصی هستند و اگر نتوانند آن نیاز خود را برآورده کنند دچار تشویش و اضطراب می شوند. در بیشتر مواقع کسانی که اعتیادهای رفتاری دارند در خانواده­ هایی بزرگ شده اند که یکی یا هر یک از والدین آن ها معتاد بوده اند و یا اینکه از لحاظ عاطفی و جسمی مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. والدین معتاد نمی توانند به فرزندان خود محبت و توجه لازم را نشان دهند. والدین معتاد نمی توانند به فرزندان خود اعتماد به نفس و ارزش قایل شدن به خود یاد بدهند. فرزندان این گونه خانواده ها، وقتی بزرگ شدند برای تحمل مشکلات و مسایل زندگی ، به یکی از انواع اعتیادها پناه می برند. آن ها با دیدن رفتار و اعتیاد والدین خود، از آن ها الگو برداری و تقلید می کنند. وقتی فرزند خانواده می بیند که پدرش هر بار که می خواهد به قمارخانه برود با مادر مشاجره و دعوا می کند، یاد می گیرد وقتی که بزرگ شد از قبول مسئولیت رابطه زناشویی شانه خالی کند.

-رفتارهای ناهنجاری که فرزندان از والدین خود یاد می گیرند در واقع می تواند زمینه را برای نابودی فرزندان در بزرگسالی هموار کند چون میل به اعتیاد در این افراد در واقع از همان کودکی و زندگی در خانواده ای که یکی از والدین یا هر دو آن ها معتاد هستند ایجاد شده است. هر یک از فرزندان در خانواده معتاد تلاش می کنند تا برای مقابله با مشکلات و دنیای آشفته زندگی خانوادگی، راه چاره ای پیدا کنند. هر یک از فرزندان جوان خانواده های آشفته و از هم پاشیده در ممکن است در بزرگسالی، برای اینکه بتوانند در دنیای آشفته ای که با آن دست به گریبان هستند راه نجاتی پیدا کنند به اعتیاد روی می آورند. آن ها با تکرار و ادامه رفتارهایی که برای فرار از مشکلات و مسئولیت ها به آن ها متوسل شده است به تدریج به این گونه رفتار ها اعتیاد پیدا می کند.

-کودکی که در خانواده ای از هم گسیخته پرورش پیدا می کند و می داند که یکی از راه های در امان ماندن از تنبیه های بدنی ساکت ماندن و به اصطلاح بچه خوب بودن است، بچه ای که هیچ وقت از والدین خود چیزی نمی خواهد و همیشه تلاش می کنند تا خواست ها و نیازهای دیگران را برطرف کند ، ممکن است که در بزرگسالی نیز به همین گونه رفتارها ادامه دهد. چنين فردي براي اينكه از ديگران مراقبت و به آن ها خدمت كنند از نيازهاي عاطفي و احساسي خود و در موارد بسياري از ديگر حقوق خود به نفع ديگران صرف نظر مي كند. اين گونه مسايل چيزهاي هستند كه وي در كودكي آن را از والدين و اطرافيان خود يادگرفته است. فردي كه چنين شخصيتي دارد با ادامه هم وابستگي، ممكن است به مشكلات روحي و رواني بيشتري از جمله افسردگي و تشويش شديد نيز مبتلا شود. در ضمن اين احتمال نيز وجود دارد فرزندي در در خانواده معتاد به دنيا آمده و بزرگ شده است ممكن است در جهتي كاملاً مخالف قدم بردارد و با رفتارهاي ناهنجار و آشوب طلبانه تلاش كند تا توجه ديگران را به خود جلب كند تا خشم و عصبانيت خود را به ديگران نشان دهد. چنين فردي ممكن است در بزرگسالي به انساني مسئوليت ناپذير و بي نهايت غير قابل اعتماد تبديل شود.

-در حاليكه اعتيادي مصرفي در بسياري از مواقع از هم نشيني با دوستان و آشنايان معتاد و ترغيب و فشار آن ها يا محيطي كه فرد در آن زندگي و كار مي كند سرچشمه مي گيرد، اما در بيشتر مواقع اعتيادهاي رفتاري ريشه در كودكي افراد دارند. در بعضي از مواقع علت اعتيادهاي رفتاري كاملا مشخص و روشن است مانند مواردي كه فرد در دوران كودكي مورد آزار جنسي قرار گرفته باشد. در بسياري از مواقع چنين افرادي كه در كودكي مورد آزار جنسي قرار گرفته اند در بزرگسالي به اعتياد و بي بند و باري جنسي مبتلا مي شوند و هرگز نمي توانند رفتار و رابطه اي نزديك و دوستانه با جنس مخالف يا حتي همجنسان خود برقرار كنند. كساني كه به رفتار جنسي اعتياد پيدا كرده اند از چنين اعتيادي به عنوان قدرت نمايي و كنترل كردن ديگران استفاده مي كنند، يعني همان كمبودهايي كه فرد در دوران كودكي از آن ها رنج برده است. فردي كه دچار اعتياد پرخوري است شايد در خانواده اي بزرگ شده است كه در آن غذا با مساله محبت و دوستي همراه بوده است و چنين كودكي در بزرگسالي تلاش مي كند تا از غذا به عنوان ابزاري براي كنترل استفاده كند و براي عشق ورزيدن يا عذاب دادن خود به پرخوري يا نخوردن غذا اقدام كند. كساني كه اعتياد رفتاري دارند از لحاظ رواني با انواع مشكلات و مسايل روبرو هستند. اعتياد در واقع نوعي بيماري است كه فرد مبتلا به آن تلاش مي كند با مصرف مواد يا اعتياد رفتاري احساس خلاء و ترس خود را بپوشاند و حواس خود را از مشكلي كه دارد با مصرف مواد به چيز ديگري جلب كند.

5.اصرار به ادامه مواد

- فرد معتاد حاضر نيست قبول كند كه بيماري اعتياد او را با خطرهاي زياد روبرو مي سازد و زندگي خود و اطرافيانش را غير قابل اداره يا غير قابل تحمل مي كند. از خصوصيات و ويژگي هاي چشمگيري اعتيادهاي رفتاري، اصرا و پافشاري به ادامه رفتاري است كه فرد معتاد با آنكه مي داند برايش عواقب بد و وخيمي دارد اما به آن ادامه مي دهد. وقتي يك رفتار حالت عادت پيدا كند به تدريج ديگر نمي توان آن را كنار گذاشت و عادت آرام آرام به اعتياد تبديل مي شود و فرد معتاد دچار توهم مي شود و نمي تواند واقعيت ها را ببيند. فردي كه اعتياد رفتاري دارد با زندگي در دنياي خيالي خود به رفتاري بيمارگونه خود ادامه مي دهد و خود را فريب مي دهد و به خود مي گويد همه چيز مرتب است و مشكلي وجود ندارد يا حداقل تصور مي كند كه رفتار اعتيادي خود را تحت كنترل دارد و هر وقت كه بخواهد مي تواند آن را كنار بگذارد.

-در اکثر اوقات پیامدهای منفی اعتیادهای رفتاری گریبان گیر اطرافیان فرد معتاد به این نوع رفتارها می شود. مساله عجيب اين است كه شخص مبتلا به اعتيادهاي رفتاري از انجام اين رفتارها ها آرامش مي گيرد و لذت مي برد در حاليكه كه اطرافيان وي از اين كار او رنج مي برند و عذاب مي كشند. براي مثال فردي كه به الكل معتاد است براي همسر خود مشكلات فراواني ايجاد مي كند. همسر فرد معتاد به الكل انواع عذاب ها و ناراحتي را تحمل مي كند اما خود فرد معتاد هر چند به طور موقت از مصرف الكل لذت مي برد و آرامش به دست مي آورد. فرد معتاد در انكار به سر مي برد: معتاد از هر ترفند و نيرنگي كه سراغ دارد براي توجيه رفتار خود و بي اهميت جلوه دادن بيماري اش و عواقبي كه اعتياد رفتاري براي او داشته است استفاده مي كند. در اين ميان، خانواده فرد معتاد چاره و راه فرار ديگري جز تحمل رفتارهاي آزار دهند فرد معتاد ندارد.

-گفته مي شود در خانواده هايي كه از هم فروپاشيده است، ديوانه ترين عضو خانواده كه قاعده بازي را تعيین مي كند و به ديگران مي گويد كه چگونه بايد رفتار كنند. اين موضوع به خصوص در خانواده هايي كه يكي از اعضاي آن از اعتياد رفتاري رنج مي برد به خوبي ديده مي شود. مشكلاتي كه فرد معتادر به اعتياد رفتاري مي تواند براي اعضاي خانواده و اطرافيان خود ايجاد كند بسيار زياد و بسيار ويرانگر است. فردي كه به قمار اعتياد دارد ممكن است خانه اي را كه زن و فرزندانش در آن زندگي مي كنند مخفيانه به رهن بگذارد تا بتواند به قمار ادامه دهد. اين كار شايد ديوانگي به نظر برسد هر چند ديوانگي هم هست اما براي فرد قمار باز فروختن خانه و كارهاي ديگري كه به او امكان دهد به قماربازي ادامه دهد كاري كاملاً منطقي محسوب مي شود چون تصور مي كند كه پول جمع مي كند تا بتواند پول هايي را كه تا كنون باخته است به دست بياورد و به آن اميد بسته است كه اين بار ديگر حتماً برنده خواهد شد. فرد معتاد به قمار نيز همانند ديگر معتادان براي اينكه اقدامات كاملا غير منطقي و جنون آميز خود را توجيه كند به انواع بهانه ها متوسل مي شود، بهانه هايي كه هيچ آدم عاقلي آن ها نخواهد پذيرفت. كسي كه به بازي هاي آنلاين كامپيوتري اعتياد پيدا كرده است ممكن است آن چنان سرگرم اين بازي ها شود كه مدرسه و كار خود را به فراموشي بسپارد. چنين فردي ممكن است از كار بركنار شود يا در امتحانات مدرسه يا دانشكاه مردود شود اما با همه مصائب و گرفتارهاي به هيچ وجه قبول نمي كند كه اين گونه گرفتاري هايش نتيجه اعتياد به بازي هاي كامپيوتري است. فردي كه اعتياد جنسي دارد بي بند و باري اخلاقي خود را كه باعث شده است تا آبرو و حيثيت خود و خانواده اش از بين برود توجهي نشان نمي دهد و برايش اين گونه مسايل اهميتي ندارد. فرد مبتلا به اعتياد جنسي حتي حاضر است به قيمت جدايي از همسرش و ازهم پاشيده شدن كانون خانواده به اعتياد جنسي خود ادامه دهد و از اعتياد خود دفاع كند.

-يك نكته مهم در مورد افراد معتاد اين است كه آن ها هميشه براي توجيه رفتارهاي خود و جلوگيري از انتقادها و سرزنش هاي ديگران خود در گرفتاري كه به آن مبتلا هستند مقصر نمي دانند بلكه ديگران را عامل بدبختي ها و گرفتاري هاي خود معرفي مي كنند. فردي كه اعتياد جنسي دارد ممكن است كه بگويد همسرش با رفتاري هاي خود باعث شده است تا وي به سراغ زنان برود چون تمايلي به روابط جنسي نداشته و او به خاطر محروميت از رابطه جنسي با همسرش به سراغ زنان ديگر رفته است. وي براي توجيه خود انواع بهانه ها را مي تراشد بدون اينكه حتي يكي از عوامل بدبختي و اعتياد خود را رفتار و كردار خودش بداند.

-احتمالا بزرگترین مانعی که سر راه معتاد قرار دارد تا نتواند از دیگران برای بهبودی کمک بخواهد،انکار است. وقتي فرد معتاد مصرفي يا رفتاري مشكل و اعتياد خود را از ديگران پنهان يا آن ها را انكار مي كند دليلي ندارد كه از ديگران براي حل مشكلات و اعتياد خود تقاضاي كمك كند. بيماري اعتياد از جمله بيماري هايي است كه فرد بيمار به جاي اينكه ناراحتي جسمي خود را با ديگران در ميان بگذارد و تقاضاي كمك كند و براي درمان به پزشك مراجعه كند بيماري خود را انكار و آن را پنهان مي كند و همين انكار باعث مي شود تا بيماري او هر روز شديد تر شود. هر شدت اعتياد بيشتر شود و مشكلاتي كه فرد معتاد با آن ها روبروست شديدتر و ويرانگرتر شود، شدت انكار وي نيز افزايش پيدا مي كند.

6.نابسامانی های زندگی معتاد

-خارج از كنترل. اين جمله، توصيف واقعي زندگي يك فرد معتاد است. فرد معتاد در واقع آخرين كسي است كه به اين واقعيت اعتراف مي كند كه كنترلي روي اعتياد خود ندارد و اینكه اعتياد زندگي او و اطرافيانش را غير قابل ادراه كرده است. در آخرين مراحل اعتياد كه احتمالاً فرد معتاد در يك لحظه نادر و استثنايي به وضعيت نابسامان خود تا حدودي پي مي برد و سرانجام به اين نتيجه مي رسد كه اعتياد باعث شده است تا بيشتر وقت و انرژي خود را در اين راه صرف كند. البته اين آگاهي لحظه اي به اين معني نيست كه او كاملا به اين موضوع اعتراف كند كه اعتياد زندگي او را فلج و غير قابل تحمل كرده است. حتي اين احتمال وجود دارد كه فرد معتاد تصور كند كه اعتياد تنها عاملي است كه باعث مي شود تا وي دچار جنون نشود. با وجود اين، بعضي وقت ها فرد معتاد به اين فكر مي افتد كه بهتر است اعتياد رفتاري اندكي كاهش دهد و كمي آرام بگيرد. درست مثل فرد الكلي كه هر چند وقت يكبار براي مدتي كوتاه خوردن مشروب را متوقف مي كند. بعضي وقت ها فرد معتاد حتي تصميم مي گيرد كه اعتياد خود را كاملاً متوقف كند. اما مساله اينجاست كه فرد معتاد از اينكه مبادا اعتياد خود را براي مدتي طولاني ترك كند، وحشت دارد و به همين علت پس از مدتي كوتاه اعتياد رفتاري يا مصرفي خود را از سر مي گيرد. اعتياد اين گونه افراد به حدي شديد است كه خود فرد نيست كه درباره اعتيادش تصميم مي گيرد بلكه اين اعتياد است كه براي فرد معتاد تصميم مي گيرد.

-فرد الکلی نمی تواند مشروب خوردن خود را کنترل کند. کافی است که اولین گیلاس مشروب را بخورد تا کنترل خود را از دست بدهد چون با با خوردن گیلاس اول، هوس گیلاس بعدی را می کند و بعد نوبت گیلاس های بعدی و بعدی می رسد تا اینکه کنترل کامل خود را از دست می دهد و از پا می افتد. فردی که به قمار اعتیاد دارد ممکن است واقعاً بخواهد که از این رفتار ویرانگر دست بردارد. ممکن است که وی بارها به زن و فرزندان خود قول دهد که دیگر به قمار خانه نخواهد رفت اما متوجه می شود که نمی تواند به وعده خود عمل کند چون اسیر دست اعتیاد و اجبار است. وی به علت اعتیاد نمی تواند به قول خود عمل کند.

-اعتیادهای رفتاری از راه های بسیار زیاد و بسیار غم انگیزی  می تواند به زندگی فرد معتاد و اطرافیان او ضربه  وارد کند. از دست دادن شغل، از هم پاشیدن کانون خانواده، تیره شدن روابط، از بین رفتن سلامتی، آس و پاس شدن، تنهایی و منزوی شدن به علت ادامه رفتار وسواسی از جمله عواقب خطرناک اعتیادهای رفتاری است. رفتارهایی که فرد معتاد نمی تواند از چنگ آن ها فرار کند در زندگی او اولویت پیدا می کنند و همه کارها و مسئولیت هایی دیگری که فرد بر عهده دارد در درجه دوم اهمیت قرار می گیرند یا به دست فراموشی سپرده می شوند. فرد معتاد کارهایی انجام می دهد که مواقعی که هوشیارتر است از انجام آن ها احساس شرمندگی می کند. به یاد قول هایی می افتد که به فرزندانش داده است و به وعده خود عمل نکرده یا اینکه به یاد پولی می افتد که از کیف همسرش دزدیده است. احساس شرمندگی و سرافکندگی فرد معتاد واقعی است. فردی که از اعتیاد به هم وابستگی رنج می برد شاید در تمام طول عمر خود رابطه ای جدی با کسی نداشته است وقتی به تنهایی خود و پوچ بودن زندگیش فکر می کند ممکن است در مواقعی فکر خودکشی به سرش بزند. غم و اندوه از جمله عوارض و عواقب اعتیاد های رفتاری است. آن ها از رفتاری لذت برده اند که در پایان چیزی جز سرخوردگی، ناامیدی و از هم پاشیدگی زندگی برای آن ها به ارمغان نمی آورد.

 

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :