بیماری روانی

10 / 10
از 1 کاربر

بیماری روانی اعتیاد

در این بخش به بررسی دلیل مصرف مداوم مواد از سوی معتادان،با وجود تحمل رنج های بیشمار می پردازیم.همچنین اجزای تشکیل دهنده بیماری روانی اعتیاد را بررسی خواهیم کرد. با گسترش و  پیشرفت اين بیماری اعتیاد روانی ، شيوه تفكر و انديشه ما ناهنجار و غير عادی می شود.

اعتياد یک بیماری است

چه كسي معتاد مزمن به شمار می آيد

علائم روانی اعتیاد

شيوه های بیرون آمدن از انکار

اعتیاد یک بیماری است

براي پي بردن به اين نكته كه چرا اعتياد به عنوان یک  نوع  بيماري شناخته شده است، ابتدا بايد معني واژه  بيماري را به خوبي درك كنيم. بيماري عاملی است که سبب مي شود تا یکی از اندام ها، دستگاه ها و یایکی از اعضای بدن انسان از فعاليت بازماند و يا فعاليت آن مختل شود.این امر در رابطه با اعتیاد نیز رخ می دهد.مصرف طولانی مدت مواد مخدر اثرات منفی بر ساختار و فعالیت عادی مغز گذاشته و عملکرد آنرا مختل می کند.فرد معتاد برای انجام فعالیت های طبیعی نیاز به مصرف مواد خواهد داشت.

سرخوشی و شعف، تقویت قوای بدنی، و بهبودی الگوی خواب از جمله عواملی است که ممکن است در مراحل نخست مصرف رخ دهد، چراکه این مواد سیستم ارتباطی مغز را تحت تاثیر قرار می دهند.اما مصرف طولانی مدت بیماری اعتیاد را گسترش داده و فرد را به یک معتاد مزمن تبدیل می سازد؛ چراکه مغز به مصرف مكرر مواد مخدر عادت کرده  و ديگر نمي تواند بدون مصرف اين گونه مواد فعاليت عادی داشته باشد .با وجود شواهد بسیار در فرایندهای مشابه در مدار ارتباطی مغز افراد معتاد،برای اثبات این موضوع همچنان به تحقیقات بیشتری نیاز است.

چه کسی معتاد مزمن به شمار می آید

افرادی که با وجود تاثیرات منفی و زیانبار مواد،همچنان به مصرف پافشاری دارند،معتادان مزمن شناخته می شوند. از آنجا كه بيماري اعتياد مدارهاي لذت، پاداش، انگیزه و حافظۀ مغز را مختل می نماید، در نتيجه فرد معتاد  توانایی قطع مصرف مواد مخدر يا حتي مهار و كنترل اين گونه مواد را از دست مي دهد. به همين علت ما براي تجربۀ دوبارۀ لذت و شعف حاصل از اولین بار مصرف مواد مخدر، به تكرار مصرف  پرداخته  و پس از آن صرفا برای اينكه احساس عادی بودن را در خود حفظ كنيم به مصرف مواد مخدر ادامه مي دهيم.اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر و یا الکل روی آورده اند،چون هنوز قدرت اراده خود را از دست نداده اند قادر به ترک هستند.دلیل ابتلای افراد به بیماری اعتیاد و عدم مبتلا شدن افراد دیگر پس از مصرف،هنوز معلوم و مشخص نیست. با اين حال كساني كه به درد اعتياد مبتلا مي شوند از خود عوارض و علائم مشابهي بروز مي دهند كه ناتواني در دست كشيدن ارادی از مصرف مواد مخدر، از جمله اين عوارض است.

علائم بیماری روانی اعتیاد

دو نشانه بارز از علائم وجود دارد:

1.وسوسه:نائشگی،احساس قدرت،پا فشاری در مصرف،مهار مصرف

2.عدم سلامت عقل:انکار،خود محوری،تغییر شخصیت،خود بزرگ بینی

1.وسوسه

وسوسه حالتي ناخواسته، كنترل ناپذير و بي وقفه است كه بر اثر آن يك فكر، يك صحنه يا تصوير يا حالتي احساسي همواره ذهن انسان را درگير کرده و به خود مشغول مي سازد.در  اعتیاد،همواره ذهن بیمار مشغول ماده مخدر است و با اطلاع از زیانبار بودن مصرف برای خود و اطرافیان باز برای مصرف پافشاری می کنیم.لذت فراوان در ابتدای مصرف و تلاش برای بدست آوردن لذت و نائشگی اولیه یکی از دلایل مصرف مجدد است.این مواد توهم قوی بودن و داشتن کنترل بر اوضاع را بوجود می آورد که باعث می شود باور کنیم قادر به انجام کارها بهتر از حالت طبیعی هستیم.احساس جسارت و توانایی غلبه بر مشکلات را در ما پدید می آورد و از چنین حالاتی احساس لذت می کنیم. چنين چرخه ای است كه سرانجام به ايجاد وسوسه در ما منجر مي شود.

يكي از بزرگترين مشغله های ذهني ما به عنوان معتادان مزمن اين است كه با جديت تمام مي خواهيم ثابت كنيم كه مي توانيم مصرف مواد مخدر را مهار و كنترل كنيم و اينكه ما افرادی عادی و طيبعي  هستیم.اعتراف به غلبه اعتیاد بر عزم و اراده ما،واقعیت تلخی بوده و تلاش می کنیم تا نشان دهیم که از قدرت لازم برای کنترل میزان مصرف مواد مخدر برخوردار هستیم. از خود بپرسيد كه تا كنون چند بار تلاش كرده ايد تا ميزان مصرف مواد مخدر را در حد متعادل نگه داريد و در اين راه با شكست روبرو شده ايد. بينيد تا كنون چندين بار با خود گفته ايد كه ديگر مواد مصرف نخواهيد كرد اما چد روز بعد باز هم به سراغ مواد مخدر رفته و مصرف آنرا از سرگرفته ايد. 

2.عدم سلامت عقل

عدم توانایی تفکر کامل،سالم،معقول و منطقی در میان معتادان دومین نشانه بارز و متداول است. افكار و انديشه هاي ما معتادان از آن جهت غيرعادي و ناهنجار مي شوند که مواد مخدر به شدت و به گونه ای غير طبيعی چگونگی ارسال، دريافت و پردازش اطلاعات از سوي مغز را مختل مي سازند.این امر قدرت تصمیم گیری و قضاوت صحیح را مختل می کند.افکار غیر عقلانی به اقدامات زیانبار و زندگی  آشفته منجر می شوند.بارها شده که خود را فریب داده و به خود گفته ایم،می توانیم مصرف را کنترل کنیم و اینبار با دفعات دیگر متفاوت است.اطرافیان ما،این رفتارها را دیوانگی تلقی می کنند اما برای خودمان طبیعی جلوه می کند.

الگوهای خاصي در زمينه ناسلامتی عقل و افكار معتادگونه  وجود دارد كه ويژگی های آن در ميان اكثر معتادان مزمن شبيه به يكديگر است. اين ويژگی ها عبارتند از:

الف-انکار

انكار، نوعی مكانيزم یا سازوكار  دفاعي است كه ما براي متقاعد ساختن خود و ديگران مبني بر اينكه مواد مخدر مشكلي براي ما ايجاد نمي كند از آن استفاده مي كنيم.تفکر منطقی ما بدلیل مصرف مواد مختل شده و حتی خودمان نمیدانیم که مشکل اعتیاد را انکار می کنیم.در اثر این انکار ما به مصرف مواد ادامه خواهیم داد. انكار روشی است كه ما براي اجتناب از پذيرفتن اين واقعيت دردناک كه معتاد هستیم در پيش می گیریم.از سویی انکار باعث می شود، ما در دنیایی خیالی که در آن احساس آرامش و امنیت داریم،با چشم پوشی از مصائب و تجارب تلخ زندگی کنیم. بايد توجه داشت كه همين انكار است كه ما را زنداني و اسير اعتياد نگه مي دارد. تا زماني كه اين مكانيزم و شيوه دفاعي ما را در چنگ خود نگه داشته است در برابر مواد مخدر برده ای بيش نخواهيم بود.

به دلیل طولانی بودن روش های دفاعی در این بخش به شماری از این شیوه های دفاعی اشاره می کنیم:

توجیه: توجیه خود و دیگران در این مورد که چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم. “اگر زندگی شما هم شبیه زندگی من بود شما نیز مواد مخدر مصر ف می کردید”.

دلیل تراشی: ارائه دلایل غیر منطقی درباره اینکه چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم.” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که سرم گرم شود و اعتماد به نفس داشته باشم”.

سرزنش کردن/  تأسف به حال خود: برای توجیه مصرف مواد مخدر، دیگران را مسئول معتاد شدن و رفتار خودمان معرفی کنیم.” شوهرم با من بدرفتاری می کند: برای اینکه بتوانم وی را تحمل کنم ناگزیرم که مواد مخدر مصرف کنم”.

اندک جلوه دادن: خودداری از اعتراف به این که چه مقدار و چند نوبت در شبانه روز مواد مخدر مصرف می کنیم:” فقط هراز گاهی مواد مخدر مصرف می کنم. حساب کار را دارم و حواسم جمع است “.

روشنفکر بازی: آوردن دلایل بی پایه و اساس برای متقاعد ساختن خود و دیگران که مشکلی در کار نیست.” برای این مواد مخدر مصرف می کنم که احساس خلاقیت کنم و کارم را بهتر انجام دهم”.

ناصادقی: حقایق و واقعیت های مربوط به اعتیاد ما به اندازه ای آزار دهنده  است که نمی توانیم آنها را بپذیریم و به همین علت به دروغگویی متوسل می شویم یا با پنهان نگه داشتن نکات و جزئیات مهم مرتبط به اعتیاد خود به تحریف حقایق می پردازیم. ” برای کسب لذت، مواد مخدر مصرف نمی کنم بلکه به خاطر خواص دارویی و آن ،روزهای پایانی هفته مواد مخدر مصرف می کنم”.

القاء کردن:  وقتی از اعتیاد ما به مصرف مواد مخدر سخن به میان می آید به  مشاجره، تمسخر، فریبکاری و این گونه کارها متوسل می شویم: ” من خیلی زیاد مصرف نمی کنم و هر زمان که بخواهم می توانم کنار بگذارم. من در این مورد مشکلی ندارم و این شما هستید که مشکل دارید.

انزوا: برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم از دیگران دوری می کنیم.

ب-خودمحوری/خودخواهی

ویژگی دیگر تغییر در خصوصیات شخصیتی بیمار اعتیاد است.از دید اطرافیان ممکن است فردی خودخواه بنظر برسیم،زیرا تنها به فکر خود و دسترسی به مواد هستیم.ما برای ادامه حیات جز خودخواه بودن و رسیدن به ماده مخدر چاره ای نداریم،اطرافیان فکر می کنند که فرد معتاد برای لذت شخصی خود به مصرف مواد مخدر می پردازد.

پ-خودبزرگ بینی

شمشیر بزرگ دو لبه ای که ما معتادان گرفتار آن هستیم بزرگ بینی و اهمیت قائل شدن بیش از اندازه برای خودمان است.در مصرف اولیه مواد،احساس قدرت کاذب و برتری نسبت به دیگران به ما دست می دهد،خود را بهتر و باهوش تر از دیگران می بینیم و تافته جدا بافته به شمار می آوریم.میخواهیم بیشتر از زندگی لذت برده و از حالت نا رضایتی دور شویم. برای به دست آوردن قدرت ، پول،  اعتبار و پرستیژ بیشتر تلاش می کنیم. خود را تسلیم رویاها و توهماتی می کنیم که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند. نکته مهم اینکه همین احساس  مهم بودن و خودبزرگ بینی است که ما را از تلاش برای کمک گرفتن جهت رهایی از اعتیاد و آزاد شدن از چنگ مواد مخدر و بهبودی باز می دارد.

ت-تغییرات شخصیت

تغییر چشمگیر رفتار ما هنگام مصرف مواد مخدر یکی دیگر از علائم بیماری روانی اعتیاد است که افکار و اندیشه ما را پریشان می کند.حتی اگر فردی مهربان و آرام باشیم ممکن است در زمان مصرف مواد به فردی خشن و مضطرب تبدیل شویم.پایبندی به اخلاقیات نداریم و رفتاری حقیر در پیش می گیریم.دست به جرم و جنایت و کارهای ناشایست میزنیم.هرگز نمیدانیم در صورت عدم مصرف مواد چه واکنشی بروز می دهیم.رفتار ما زیر سلطه نیازمان به مصرف مواد مخدر است.

برای مصرف مواد مخدر فریب می دهیم و دروغ می گوییم که به طبیعت و شخصیت دوم ما تبدیل شده است.تنها زمانی که به انتهای فلاکت و بدبختی میرسیم اعتراف به بیمار بودن می کنیم.رنج و عذاب اعتیاد سبب می شود که مکانیزم های دفاعی در هم بشکند. متاسفانه بسیاری از معتادان پیش از رسیدن به این مرحله جان خود را از دست می دهند، چون قبول واقعیت و تن در دادن به آن بسیار دشوار است.

به دلیل افکار غیرطبیعی،ناسالم و بیمارگونه در اثر مصرف مواد مخدر،نمی توانیم روی افکار و اندیشه های خودمان برای ترک اعتیاد  حساب کنیم. ما به عنوان معتادان مزمن از توانایی ذهنی و فکری لازم برای کمک به خود برخوردار نیستیم. مصرف مواد مخدر این قدرت و توانایی را از ما گرفته است. ما به قدرتی فراتر  و قوی تر از وجود خودمان  نیاز داریم. تنها در پرتو باور و تکیه به این  نیروی برتر است که می توانیم راه چاره ای برای  ترک اعتیاد و رسیدن به بهبودی مستمر بیابیم.

 

 

شیوه های بیرون آمدن از انکار

یکی از چالش های بزرگ پیش رو درهم شکستن دیوار انکار و کمک طلبیدن در راه بهبود است.تصور قطع مصرف برای معتادان تقریبا غیر ممکن بنظر می آید،زیرا در همان زمان مغز برای کارکرد طبیعی خود نیازمند مواد است. اما نباید نا امید شد چون هنوز هم جای امیدواری هست.

راه هایی که برای بیرون آمدن از انکار به ما معتادان کمک می کنند:

1.اولین و مهم ترین مرحله در مسیر بهبود اعتراف و پذیرفتن این است که ما از مشکل اعتیاد رنج می بریم.اگر همچنان تصور کنترل داشتن بر مصرف را داشته باشیم،به هیچ وجه نخواهیم توانست که از دیگران درخواست کمک کنیم. تجارب شما از مصرف مواد مخدر و آسیبی که این گونه مواد به زندگی شما وارد ساخته اند معمولا به شما نشان می دهد که با یک مشکل اساسی روبرو هستید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید این است که شهامت لازم را به دست آورید و ببینید که اعتیاد چه بلایی بر سر زندگی شما آورده است.حتی یک اعتراف ساده  نیز برای بیرون آمدن از حالت انکار بسیار مفید و کافی خواهد بود.

2.وقتی ما مدتها به بیماری اعتیاد دچار هستیم و درباره آن دروغ گفته ایم،خودمان نیز به آن باور داریم و نمی توانیم حقیقت و فریب را از هم تشخیص دهیم. با درخواست کمک صادقانه از یک نیروی برتر که خارج از وجود شما است، نشان خواهید داد که به مرحله تواضع و فروتنی رسیده اید و می خواهید از وضعیتی که در آن گرفتار شده اید رهایی یابید.

3.این امر که ما خود را به عنوان یک بیمار و نه فردی ضعیف بدانیم،به ما کمک می کند تا حقیقت موقعیت و شرایط واقعی که در آن هستیم را بپذیریم،نه اینکه از روبرو شدن با آن فرار کنیم.

4.بسیاری از ما تنها زمانی که به پایان خط رسیده ایم به واقعیت اعتیاد خود اعتراف می کنیم.بدترین شرایطی که انسان گرفتار آن است رسیدن به پایان خط و اوج درماندگی است. عمق و میزان این درماندگی درانسان های مختلف، متفاوت است. برخی از ما زمانی به این مرحله سیاه و نا امیدی می رسیم که هر آنچه را که داشته ایم از دست داده ایم و در این مرحله است که برخی از معتادان مرگ را چارۀ کار می دانند. برخی دیگر از ما زمانی که خانه، خانواده، کار و سلامت خود را از دست می دهیم خود را در چنین مرحله ای احساس می کنیم.در اوج این درماندگی است که ما از خواب غفلت بیدار می شویم.بسیاری از ما معتادان،قبل از اینکه همه چیز را از دست دهیم،دیده ایم که مصرف مواد مخدر ما را به کجا خواهد کشید و مسیر بهبودی را انتخاب کرده ایم.

5.بودن در کنار افرادی که از بیماری مشابه رنج می برند کمک بسزایی در کاهش شرمساری و احساس گناه دارد.وجود افرادی که اعتیاد خود را ترک کرده اند قوت قلب خوبی بوده و غلبه بر انکار را آسان تر می کند.

6. گرچه بسیار دشوار به نظر می رسد اما تلاش کنید تا طرز فکر خود درباره مصرف مواد مخدر را به چالش بکشید. سعی کنید توجیه ها و بهانه هایی را که برای مصرف مواد مخدر به آن متوسل می شوید کنار بگذارید و با دیدی انتقادی به واقعیت اعتیاد خود نگاه کنید.پذیرفتن عواقب مصرف مواد مخدر گام بزرگی است برای پیشرفت.فراموش نکنید که تنها نیستید.

7.باید دانست که بیرون آمدن از انکار یک فرایند است.پیچیدگی اعتیاد فرایند درمان را نیز طولانی می کند. برخی از نشانه های ناسلامت عقل و مکانیزم های دفاعی ما حتی مدت ها پس از ترک مواد مخدر نیز ما را رها نمی کنند.

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :