اعتیاد و لغزش

10 / 10
از 1 کاربر

اعتیاد و لغزش

لغزش، یا مصرف دوباره مواد مخدر در بین ما معتادان به مواد مخدر بسیار رایج است. در اين قسمت اطلاعاتی درباره این که چرا اعتیاد نوعی بیماری است که معتادان را به سمت مصرف مجدد مواد مخدر سوق می دهد ارائه شده، تا با آگاهی از این اطلاعات بتوانید نشانه ها و هشدارهای لغزش را شناخته و از آن پیشگیری نمایید.

۱. طبیعت و عادت ما

۲. بیماری مزمن ما

۳. افکار ناسالم ما

۴. فرایند تدریجی لغزش

لغزش فرایندی نیست که بی دلیل و یکباره اتفاق بیفتد،بلكه فرآيندی است كه مدت ها پيش از آن كه بار ديگر اقدام به مصرف مواد مخدر یا از سر گرفتن اعتیادهای رفتاری کنیم، آغاز می شود. معمولاً علت لغزش اين است كه به افكار و ذهن خود اجازه می دهيم كه به حالت منفی قبلی خود يعنی به دوران اعتياد فعال بازگردد. با بازگشتن به افکاری که در زمان مصرف مواد مخدر داشتیم، رفتار ما نيز تغيير به تدریج تغییر می كند و برای کنار آمدن با زندگی بار ديگر به استفاده از مواد بازمی گردیم. در اين وضعيت فراموش می كنيم كه از نوعی بيماری مزمن غير قابل درمان در عذاب هستيم. بيماری اعتياد در ذهن و فكر ما ريشه دارد. ما معتادان به دلیل طبیعت و نوع بیماری که به طور روزانه در بهبودی از آن به سر می بریم، نمی توانيم در مورد مصرف نكردن مواد مخدر تصميم درست و منطقی  بگيريم. علت ناتوانی ما در تصمیم گیری صحیح درباره مواد مخدر اين است كه پس از سال ها مصرف مواد مخدر، به آن عادت می كنيم و در واقع اعتياد قسمتی از زندگی طبيعی ما می شود. مصرف مواد مخدر كاری است كه بی اختيار و بدون فكر كردن به عواقب ‌آن انجام می دهيم.

در اولین سال بهبودی خطر لغزش از هر زمان دیگری بیشتر است.برای بسیاری از مبتلایان به اعتیاد،دشوارترین و طاقت فرسا ترین دوره بهبودی سال اول است،زیرا در این دوره جسم و روان در تلاش است تا خود را منطبق بر عدم مصرف مواد کند و حالت طبیعی خود را بدست آورد. ترميم و بهبودی جسم و روان ما از آسيب هایی كه مواد مخدر به آنها وارد كرده است، احتياج به زمان دارد. در سال اول بهبودی، قاعدتاً از علایم خماری رنج می بریم و بسیاری از ما برای رهایی از این علایم دوباره به سراغ مواد مخدر یا اعتیاد رفتاری خود می رویم. سال اول بهبودی دوران سختی است چون ما راه و روش جدیدی را برای زندگی کردن یاد می گیریم و در این دوره احتمال این که به زندگی و راه و رسم قبلی خود برگردیم، بیشتر است. آمارها نشان می دهد که پس از گذراندن ٥ سال درحال بهبودی و پاک بودن، امكان لغزش به ميزان زيادی كاهش پيدا می كند و ديگر برای كنار آمدن با زندگی و مقابله با مشكلات به مصرف مواد مخدر نیازی نداریم. ولی در مورد بیماری اعتیاد این مهم نیست که چند هفته، چند ماه يا چند سال از زمان پاك بودن و بهبودی ما گذشته است، بلکه مهم این است که بدانیم از یک بیماری مزمن رنج می بریم که برای بهبودی خود می بايست به طور روزانه تلاش کنیم.

4 جنبه اعتیاد

1.جنبه روانی-باعث آشفته شدن افکار شده و سلامت عقلانی ما را از بین میبرد. جنبه روانی بيماری اعتياد باعث می شود تا در عالم اوهام و خيالات و انكار کردن اعتیادمان زندگی كنيم.

2.جنبه جسمی-مغز قادر نخواهد بود که بدون مصرف ماده مخدر فعالیت های عادی و طبیعی خود را داشته باشد.

3.جنبه اجتماعی-ما را از هر کس و هر چیزی جز مصرف مواد مخدر جدا می کند.

4.جنبه روحانی-سبب می شود تا به این باور برسیم که اختیار زندگی خود را در دست داریم و این تصور نادرست باعث قطع شدن ارتباط ما با نیروی برتری است که باید توکل و تکیه به آن کنیم. بيماری اعتياد باعث می شود تا ارزش ها، اخلاقیات، شرافت و حيثيت خود را فدای به دست آوردن و مصرف مواد مخدر کنیم.

1.طبیعت و عادت ما

-اهيت بيماری مزمن ما و روشی که برای تحمل مشکلات و کنار آمدن با زندگی داشته ایم باعث شده است تا اعتیاد بخشی از طبیعت و فطرت ما شود. ما معتادان درحال بهبودی، هميشه با خطر لغزش و بازگشتن به همان حالت قبلی که زندگی ما را به ویرانی کشیده بود، روبرو هستیم. زمانی که تصميم به ترک اعتیاد و پاک شدن از آن می گيريم، متوجه می شويم كه بهبودی فقط پرهيز کردن از مصرف مواد یا رفتارهای معتادگونه نیست؛ بلکه بايد روش زندگی و چگونگی روبرو شدن با عواطف و احساسات، طرز فكر و رفتار خود را نیز كاملا تغيير دهيم. بهبودی به معنی  تغییر دادن کامل راه و رسم زندگی و افکار و رفتار ما است و اين كار آسانی نيست. برای اين كه بدانيد دست كشيدن از مواد مخدر تا چه اندازه دشوار است كافی است از يك فرد عادی بخواهيد تا يكی از عادت های روزمره خود، مثلا نوشیدن چای پرهيز كند. چنين فردی ممكن است برای مدتی از نوشیدن چای خودداری كند، اما پس از مدتی دوباره به سراغ عادت همیشگی اش خواهد رفت. حال ببيند كه بهبودی از مواد مخدر چه كار دشواری است؛ چون برای بهبودی و حفظ آن، یک معتاد می بایست تمام طرز فكر، عادت ها و رفتارهای زندگی خود را كاملاً تغيير دهد.  برای فرد معتاد، مصرف مواد مخدر طبيعی ترين كار زندگی است. ما معتادان یاد گرفته ایم که برای کنار آمدن با زندگی و تحمل مشکلات آن مواد مخدر مصرف کنیم. اعتياد چنان در جسم و روان مان نفوذ کرده است كه به جزئی طبيعی از وجود ما تبديل شده و قسمتی از زندگی و شخصيت ما شده است. با آن كه اعتياد انواع بلاها و بدبختی ها را بر سر ما آورده است هیچ وقت از خود سوال نمی کنیم که چرا بازهم به مصرف مواد مخدر ادامه می دهیم. پاسخ این سوال ساده است : چون این کاری است که ما آن را طی سالیان دراز یاد گرفته ایم و اکنون به طور طبیعی آن را انجام می دهیم. اعتياد شبيه اين است كه خلبان، هدايت هواپيما را روی حالت اتوماتيك گذاشته باشد و هواپيما بدون آن كه نيازی به خلبان داشته باشد پيش می رود. فرد معتاد نيز بدون هيچ گونه اراده و اختياری يا بدون هيچ دليل منطقی به سوی مواد مخدر كشيده می شود و اين واقعيتی است كه نمی توان آن را انكار كرد. ما طی سال ها و در بعضی موارد چند ده سال عادت کرده ایم كه به طور خودكار و بدون اراده برای احساس سرخوشی، تحمل كردن مشكلات زندگی، فراموش كردن مسائل، و كسب لذت به سراغ مواد مخدر برويم. افراد عادی ياد گرفته اند كه برای مقابله با مشكلات و سختی های زندگی راه های سالم را در پيش بگيرند؛ اما برای ما راه حل عادی، مصرف مواد مخدر است. راهی كه ما برای تحمل زندگی انتخاب كرده ايم، پناه بردن به مواد مخدر بوده که به تدریج به بیماری اعتیاد منجر شده است. اگر می خواهیم بهبودی خود را حفظ کنیم باید به طور روزانه برنامه خود را کار کنیم چون در غیر این صورت به راه و رسم غریزی و طبيعی خود که مصرف مواد مخدر است باز خواهیم گشت.

-ترک یک عادت که برای مدت طولانی همراه ما بوده کار بسیار مشکلی است و دشوارتر از آن نیز مقاومت و خودداری در مقابل لغزش و بازبرگشت به حالتی است که تبدیل به جزء طبیعی وجود ما تبدیل شده است.با تمام اینها بهبودی از بیماری اعتیاد امکان پذیر می باشد. برای بهبودی از بيماری اعتياد بايد از ابزارها و اصول گفته شده استفاده کنیم. چون این روشی است که امکان بهبودی ما را فراهم می سازد. اما بايد هميشه به خاطر داشته باشيم که بهبودی از بيماری مزمن اعتياد روال و فرایندی روزانه است. بايد بدانيم که مدت زمان پاک بودن اهميت چندانی ندارد بلکه آنچه مهم است درک اين واقعيت است که بهبودی شبيه به یک سفر است. سفر بهبودی، سفری است که با آزمون و خطاهای بسيار همراه است و همیشه این امکان وجود دارد که مجدداً مصرف مواد مخدر را از سر بگيريم. بهبودی سفری است که در آن ما با ميليون ها نفر از معتادان در حال بهبودی در آن همسفر هستیم. این سفری است که باعث می شود از چنگ بیماری اعتیاد خلاص شویم و برای خود یک زندگی جدیدی عاری از اعتیاد را به ارمغان بیاوریم.

2.بیماری مزمن ما

-زمانی که ما لغزش می کنیم در حقیقت با زندگی خودمان بازی کرده ایم. ما معتادانی که از بیماری اعتیاد در عذاب هستیم، در برابر این بیماری ناتوان بوده و با مصرف مجدد مواد ما کنترل خود را از دست می دهیم و دوباره خود را در چرخه ویرانگر و مخرب اعتیاد قرار می دهیم. چرخه ای که می تواند ما را با خطر مرگ روبرو کند .برخی از ما معتادان در حال بهبودی دوباره شروع به مصرف مواد می کنیم؛ به این گمان که می توانیم همان مقدار پیش از ترك را دوباره مصرف کنیم و همین طرز فکر غلط باعث مرگ بسیاری از ما می شود. باید توجه داشته باشیم که پس از مدتی پرهيز از مواد مخدر ميزان تحمل جسمی ما در برابر مواد مخدر به شدت كم می شود. به همين علت زمانی که پس از دوره ای بهبودی، لغزش کرده و مصرف را از سر می گیریم، ميزان مواد مخدری كه مصرف می كنيم به مراتب بيشتر از آن است كه بدن ما بتواند آن را تحمل كند.

-جالب اینجاست که بعد از چشیدن طعم بهبودی دیگر لذت سابق را از مصرف مواد نمی بریم؛ولی با این حال باز به سراغ مصرف مواد می رویم و این به دلیل عادتمان به این راه است و روشی است که سالها برای مقابله در برابر مشکلات از آن استفاده کرده ایم. استفاده از مواد مخدر آسان ترین و طبیعی ترین کاری است که ما بدون فکر کردن به آن رجوع می کنیم. با این وجود ، حتی در صورت لغزش کردن هم بايد توجه داشته باشيم كه این يك شكست نيست. آيا كسی كه از بيماری ديابت در عذاب است اگر يك روز شیرينی یا شكر مصرف کند، پرهيز از شیرينی را كنار خواهد گذاشت؟ يا كسی كه از ناراحتی قلبی رنج می برد اگر يك روز فراموش كرد تدابيری كه برای كنترل بيماريش لازم است را انجام دهد آيا زندگی خود را به نابودی کشانده و ديگر برای درمان خود تلاش نخواهد كرد؟ بايد بدانيم كه لغزش جزئی از فرآيند بهبودی ما محسوب می شود. بسياری از ما به علت مزمن بودن بيماری اعتیاد، دچار لغزش می شویم. علاوه بر اين، بهبودی از اعتیاد یعنی تغییر دادن کامل طرز فکر و راه و رسم زندگی. اين كار چندان آسان نيست و بی ترديد با فراز و نشيب های زیادی همراه است. اگر لغزش کردیم و دوباره اقدام به مصرف مواد مخدر کردیم، نباید خودمان را سرزنش کنیم بلکه باید با خود مهربان باشیم. باید ماهیت بیماری خود را درک كرده و بدانیم که بهبودی از این بیماری تا چه اندازه سخت و دشوار است.

-بهترین روش مقابله با لغزش،حساب آوردن آن به عنوان نوعی تجربه زندگی می باشد و از خودمان این سوال را بپرسیم که این لغزش می خواهد چه درسی به ما بدهد و چگونه در فرایند بهبودی کمک می کند.باید آگاه باشیم که ما بعد از لغزش حق انتخاب داریم. می توانيم از لغزش به عنوان بهانه ای برای احساس شكست و درماندگی استفاده کرده و از اين طريق بهانه ای برای ادامه مصرف مواد مخدر به دست آوريم؛ يا اين كه اين پديده را به طور مثبت ارزیابی کرده و به عنوان نوعی تجربه به آن نگاه كنيم. می توانيم با خود بگوییم: درست است كه به دلیل عادت و یا به طور غریزی دوباره به سراغ مواد مخدر رفتم، اما اجازه نخواهم داد تا اين اتفاق من را به ادامه مصرف و نااميدی و بدبختی بکشاند. عقل و منطق خود را به كار گرفته و اجازه نخواهم داد تا دوباره اسير و قربانی بيماری اعتياد شوم؛ چون امروز حق انتخاب دارم و علاوه بر این خدايی دارم که می تواند برای به دست آوردن سلامت عقل از او کمک بخواهم. به جای احساس بدبختی و ناامیدی به خاطر لغزش، باید با یک طرز فکر حقیقی و مثبت به عنوان یک تجربه به لغزشمان نگاه کنیم؛ چون لغزش باعث می شود تا ما بهتر بتوانیم به ماهیت بیماری خود پی ببریم و یاد بگیریم که برای حفظ کردن بهبودی خود و دوری کردن از لغزش، در آینده چه کارهایی را باید انجام دهیم و از انجام چه کارهایی باید خودداری کنیم. اما بايد توجه داشته باشيم زمانی که لغزش می کنیم باردیگر کنترل خود را از دست می دهیم و وسوسه فكری و ویار جسمی دوباره به سراغ ما می آید، یعنی مغز و جسم ما دوباره فعال می شوند. احتمال اینکه بخواهیم مصرف مان را ادامه بدهیم بسیار زیاد است، چون مصرف مواد به ما احساس لذت و آرامش می دهد گرچه می دانیم این راه سرانجامی به جز بدبختی یا مرگ نخواهد داشت.

-نکته قابل ذکر دیگر احساس گناه بسیاری از ما پس از لغزش است و این تفکر در ما بوجود می اید که ضعیف هستیم و در تلاش برای بهبودی از بیماری اعتیاد با شکست روبرو شده ایم. ممكن است بيماری اعتیاد و افکار معتاد گونه، ما را فریب داده و متقاعد کنند که کمک گروه همتا برای ما موثر و کارگر نیست یا این که غرورمان به ما اجازه ندهد که دوباره به جلسات بازگرديم، چون احساس شرمندگی و شکست می کنیم. بايد از چنين افكار و انديشه هایی پرهيز كنيم و متوجه باشیم که این بیماری اعتیادمان است که دوباره ما را به چنگ افکار مخرب و معتاد گونه انداخته است. باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از ما معتادان درحال بهبودی، لغزش کرده ایم و این اتفاق را جزئی از روند بهبودی خود و برای رشد در آن به حساب آورده ایم. بعضی از ما حتی سپاسگزار این تجربه بوده ایم چون باعث کارکرد بهتر قدمهايمان و قدردانی بیشتر از زندگیمان شده است. نبايد فراموش كنيم كه طول پاكی همه ما معتادان فقط ۲۴ ساعت است و هیچ کس در بین ما به خاطر مصرف دوباره مواد ، بهتر یا بدتر محسوب نمی شود. با در ميان گذاشتن تجربه های خود با ديگران در واقع می توانيم اطلاعات و آگاهی های لازم درباره لغزش را فراهم آوريم و از اين بابت که توانسته ایم نكات تازه ای را درباره لغزش به ديگران آموزش دهيم احساس خوبی داشته باشیم. نبايد فراموش كرد كه ما معتادان نيز انسان هستيم، انسان هایی كه از يك بيماری مزمن و خطرناک در عذاب هستند. شايد لغزش اين فرصت را فراهم آورد تا اطلاعات بيشتری درباره بيماری خود به دست آوريم و بدانيم كه با چه نوع بيماری سر و كار داريم و در نتيجه برای حفظ بهبودی خود هر روز بهتر از روز قبل، از آن مواظبت و مراقبت كنيم.

3.افکار نا سالم

-قطع مصرف مواد مخدر یا کنترل کردن اعتیادهای رفتاری تقريبا كار آسانی است. می توانيم برای مدتی خماری و وسوسه را تحمل کرده و هوشیاری و پاکی خود را حفظ کنیم، اما احتمالا بنا بر دلایلی پس از مدتی بار ديگر مصرف مواد مخدر یا تکرار رفتار ویرانگر را از سر خواهیم گرفت چون این کاری است که مدت زمانی طولانی به آن عادت کرده ایم. در مواردی نيز بیماری اعتیاد ما با نوعی اعتیاد دیگر جايگزين می شود. برای مثال ممکن است مصرف مواد مخدر را قطع کنیم ولی به جای آن به مشروبات الکلی، قمار يا روابط جنسی روی بیاوریم. در چنين حالتی واقعيت اين است که ما مشکل اصلی خود که بیماری اعتياد است را حل نکرده ايم؛ بلکه شکل و نوع اعتياد را عوض کرده ایم. به اين ترتيب، بيماری اعتياد چهره زشت خود را به شکل ديگری در زندگی ما نشان می داده و ما بار ديگر از همان مشکلات قبلی که باعث عاجز شدن و از دست دادن قدرت کنترل زندگی ما شده بود رنج خواهیم برد. در چنین حالتی فقط شکل ظاهری اعتیاد ما تغيير کرده است. شايد عدم آگاهی  ما درباره ماهيت بیماری اعتياد است که باعث می شود تا تصور کنيم که در صورت قطع مصرف مواد مخدر مشکل ما حل شده است. بايد بدانيم که بيماری اعتياد در ذهن ما ريشه دوانيده و در اصل این طرز فکر ما است که دچار انحراف شده است. اگر طرز فكر و طرز زندگیمان را تغییر ندهیم، برای به دست آوردن آرامش دوباره به چيزهایی در خارج از وجود خود متوسل خواهیم شد.

-بهبودی از بيماری اعتياد مساله ای به مراتب پيچيده تر از مقابله با يكی از عوارض و نشانه های آن است. علیرغم اینکه  مصرف مواد مخدر با همه مضراتی که دارد برای ما به کاری طبیعی بدل شده است، باید سعی کنیم تا ريشه اين بيماری را علاج کرده و طرز فکر، و روش های نادرست و ویرانگری که برای تحمل مشکلات زندگی ياد گرفته ايم را کاملاً تغییر دهیم. مهمترين مساله ای که با آن روبرو هستيم حفظ بهبودی خود از تمامی عوارض و پی آمدهای اين بيماری است. اين کار زمانی امکان پذير خواهد بود که کاملاً بپذيريم که از يک نوع بيماری مزمن رنج می بريم که جنبه های مختلفی دارد و باعث شده است تا جسم و ذهن ما حالت عادی خود را از دست بدهند. برای اين که بتوانيم بهبودی خود را حفظ کنيم بايد با بيماری خود مقابله کنيم، نه اينكه فقط با علائم و نشانه های آن به مقابله بپردازيم. ايد همواره به خاطر داشته باشيم که به تنهایی نمی توانيم حريف بيماری اعتیاد شده و از آن بهبود پيدا کنيم؛ چراکه قدرت آن از ما بیشتر است. ما برای مقابله با بیماری خود بايد قدرتی بالاتر از خودمان پیدا کنیم چون فقط با تکيه به این قدرت است که می توانیم که با وسوسه مصرف مواد مخدر مقابله کرده و سلامت عقل خود را مجددا به دست آوريم.

4.فرایند تدریجی لغزش

-لغزش مسئله و اتفاقی است که رواج زیادی بین ما معتادان در حال بهبودی دارد و بصورت جدی باید به آن توجه شود زیرا می تواند تبدیل به مشکلات جدی تر و حتی مرگ ما منجر شود. باید بدانیم که ما یکباره و بدون دلیل به سراغ مواد مخدر نمی رویم. لغزش یک فرآیند مرموز است که معمولا در سه مرحله اتفاق می افتد: مرحله احساسی، مرحله روانی و مرحله جسمی. لغزش احساسی هنگامی رخ می دهد که در دوران بهبودی نتوانیم به خوبی فشارهای عصبی را کنترل کرده و با آنها کنار بیاییم. توجه داشته باشید که در دوران بهبودی ما دیگر مواد مخدر مصرف نمی کنیم که بتوانیم با تکیه به آن فشارهای عصبی را تحمل کنیم و می بایست از ابزارها و رهنمودها استفاده کنیم. وگرنه ممکن است افکار معتادگونه دوباره به سراغ ما آمده و باعث وارد شدن ما به مرحله دوم لغزش که لغزش روانی نام دارد شود.

 

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :