آخرین خبرها
خانه / مشاوره ترک اعتیاد / ناتوانی خانواده در برابر اعتیاد

ناتوانی خانواده در برابر اعتیاد

ممانعت از رسیدن فرد معتاد به آخر خط

تجربه نشان داده که علی رغم همه تلاش های اعضا خانواده برای کمک به ترک اعتیاد عزیز معتادشان، در بيشتر مواقع این تلاش ها بی نتیجه است. فرد معتاد آن قدر به مصرف مواد مخدر ادامه می دهد تا به نقطه ای برسد که بداند دیگر بیش از آن تحمل رنج و عذاب اعتیاد را ندارد.معتاد زمانی به آخر خط می رسد که عذاب ناشی از اعتیاد و پی آمدهای آن، دیوار نفوذ ناپذیر انکار و توهمی که وی در اطراف خود کشیده است را خراب کند. برای بسیاری از معتادان، این مرحله زمانی فرا می رسد که شرایط آنچنان غیر قابل تحمل باشد که دیگر نتوانند واقعیات آنچه که بر سرشان آمده است را انکار کنند. برخی دیگر نیز در مرحله ای هستند که با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و يا احتمالاً دست به خود کشی زده و به آخر خط می رسند. عده ای نیز احتمالا زمانی که  از زندان، آسایشگاه روانی یا بیمارستان سر در آورده اند متوجه بلاهایی که اعتیاد بر سر آنها آورده است خواهند شد. البته اين يك قاعده كلی نيست و ممكن است فرد مبتلا به بيماری اعتياد از لحاظ  روحی و روانی چنان دچار عذاب بشود كه در همان مراحل اوليه اعتيادش به فكر چاره و دريافت كمك بیافتد. به عبارت ديگر ممكن است فرد معتاد قبل از اينكه با عواقب بسيار شديد اعتياد روبرو شود به اين نقطه برسد. معمولاً در چنین زمان حساس و سرنوشت سازی است که فرد معتاد متوجه می شود تلاش هایش برای رهایی از اعتياد بی نتیجه بوده است. در این مرحله فرد معتاد به این موضوع اقرار می کند که در برابر بیماری اش عاجز و ناتوان است و تصمیم می گیرد که از دیگران درخواست کمک نمايد.

بیماری خانوادگی اعتیاد
بیماری خانوادگی اعتیاد

باور این مسئله مشکل است که دخالت و كنترل اعضای خانواده معمولاً مهم ترین عاملی است که اجازه نمی دهد فرد معتاد به اين نقطه تاريك ولی سرنوشت ساز برسد. کسانی که با ماهیت بیماری اعتیاد آشنا هستند می دانند که در بيشتر اوقات يك فرد معتاد بايد اين تجربيات تلخ را تجربه کرده باشد تا به پاكی از مواد مخدر تمايل پيدا كند.

در برابر اعتیاد اما اعضای خانواده به دلیل عدم آگاهی و نداشتن اطلاعات در خصوص عملكرد اين بيماری سعی در نجات دادن عزيزشان از طريق روش های بسيار نا كارآمد و در مواقعی خطرناك دارند. به عنوان مثال آنها برای اينكه فرد مبتلا به بيماری اعتياد آبروی خانوادگی آنها را به خطر نياندازد برای او مواد مخدر تهيه کرده و به او می گويند در خانه مصرف نمايد. در واقع اين حمايت ناسالم اعضای خانواده معتاد است كه اجازه نمی دهد تا وی با عواقب و پی آمدهای عذاب آور اعتیادش روبرو شود. حقيقت اين است : فرد معتاد زمانی به فکر پاك شدن و ترک اعتیاد می افتد که بداند و قانع شود كه به یک بيماری مبتلا شده است. در بيشتر موارد اين آگاهی زمانی اتفاق می افتد كه او بر اثر ادامه مصرف مواد با خطرات و عذاب های ناشی از بيماری اعتياد روبرو شود.

علاوه بر اين او بايد بپذيرددر برابر اعتیاد که همه تلاش هايش برای كنترل ميزان مصرف و يا ترك اعتیاد بی نتيجه بوده و نتوانسته است به كمك عزم و اراده خود از اين بيماری خلاصی پيدا کند. او بايد به اين نتيجه برسد كه از يك بيماری مزمن رنج می برد و برای بهبودی از این بیماری لازم است که از خود تمايل نشان دهد. با آنكه اين واقعیتی تلخ  و غم انگیز است، و اعضای خانواده به سختی می توانند آن را درك كرده و بپذيرند، اما برای اين كه در فرد معتاد تمايلی برای ترك كردن بوجود بيايد، او بايستی با اين تجربه های تلخ روبرو شود. برای مثال يك نمونه از حمايت ناسالم فرد معتاد توسط اعضای خانواده حمايت مادر از فرزند معتادش می باشد. تقریباً غیر ممکن است که مادری بپذیرد بهترین کاری که می تواند برای پسر یا دختر معتادش که برای خريد مواد مخدر دست به دزدی زده و دستگیر شده است، این است که هیچ اقدامی انجام نداده و بگذارد که او روانه زندان شود. اين مادر به علت ناآگاهی از طبيعت بيماری اعتياد و فرایند بهبودی فرزندش، احتمالا به محض با خبر شدن از دستگيری او به دادگاه مراجعه کرده و با سپردن وثقیه، وی را از زندان آزاد کند. اگرچه این کمک ها با نيت مثبت و برای تشويق معتاد و نجات دادن وی از اعتياد صورت می گیرند، اما يك نوع حمايت ناسالم به حساب می آيند چون نتيجه اين كارها چيزی جز هموار كردن مسير سخت اعتياد و مصرف آسان تر برای فرد معتاد نخواهد بود. اين نوع حمايت های ناسالم باعث می شوند كه فرد معتاد به مصرف خود ادامه دهد، زيرا هميشه احساس می کند كه يك يا چند نفر به حمايت از او می پردازند و او را از مشکلاتی که برای خود بوجود می آورد خلاص می کنند. در نتيجه تمايلی برای تغيير شرايط در فرد معتاد بوجود نیامده و او با ادامه دادن به اعتیادش باعث بروز رنج وعذاب بيشتری در خانوده اش می شود. در چنين شرايطی خانواده دچار سردرگمی و عذاب می شود و از فرط استيصال ديگر نمی دانند که چه باید بکنند.

در برابر اعتیاد آنها ریشه مشكل را در رفتارهای فرد معتاد جستجو می كنند؛ در صورتی كه اگر خودشان دست از حمايت های ناسالم از عضو معتاد بردارند و بگذارند كه آنها خود رنج و عذاب اعتيادشان را تجربه كنند زودتر می توانند شاهد پاكی و بهبودی عزيز معتادشان باشند. اساس این گونه کمک ها و حمایت های ناسالم را این باور غلط تشکیل می دهد که اعتیاد یک مساله اخلاقی و یک ناهنجاری رفتاری است و اگر فرد معتاد به اندازه کافی تلاش کند، خودش توانایی آن را دارد که مصرف مواد را کنار بگذارد. اعضای خانواده نمی دانند که فرد معتاد از یک بیماری مزمن در عذاب است و اعتیاد او ربطی به خوب یا بد بودن و یا ضعف شخصیت و اراده او ندارد.

درباره‌ی موسسه راهی بسوی نور

همچنین ببینید

بیماری خانوادگی اعتیاد

ساختار ناسالم خانواده

ساختار ناسالم خانواده خانواده های عادی از قابلیت برقراری و حفظ ثبات در خانواده یا …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *